🟧 آقای زنجانی به یکی شاگرداش ذکر یونسیه داده بود چهل روز بگه شاگردش میگه روز سی و هفتم در سجده بودم در بیداری دیدم روح از بدنم جدا شد بردنم بالا معلوم نبود کجا بود گفت دیدم چهارده معصوم نشستن هر چی صداشون کردم که یه نگاه به من بکنید دیدم به خودشون مشغولن پیغمبر به امام حسن داره نگاه میکنه، امام حسین داره به امام رضا نگاه میکنه، موسی بن جعفر داره به حضرت صادق نگاه می کنه هر چی صدا کردم، در زدم یه دفعه توجه کردم من کجا هستم ! این من تا توجه کردم بهش برگشتم دیدم دارم ذکر میگم تو سجده هستم کجا بود من که خوابم نبرده بود بیدار بودم. گفتم می رم در خونه استادم بهش می گم من همچین چیزی دیدم اگرم باور نکرد قسم می خورم رفت دم در خانه استادش دید پسرش دم در ایستاده گفت آقا کارت داره رفتم بالا دیدم مثل مروارید داره اشک می ریزه گفت فلانی به این راحتیا به کسی نگاه نمی کنن 🟨 برات حدیث می خونن خب راحت ازش می گذری... ان الحسین جالس علی الیمین العرش: حسین بر سمت راست عرش نشسته است إنه من لینظر من یبکیه: هر کس براش گریه می کند حسین از همون جا نگاهش میکند . قدر بدان. https://t.me/a110135
1