چای دو رنگ عروسی دا‌یی‌ام بود. بچه‌سال بودم. داماد کت و شلوار پوشیده… — زی‌روا | اعظم حشمتی — TG.ME

چای دو رنگ عروسی دا‌یی‌ام بود. بچه‌سال بودم. داماد کت و شلوار پوشیده همراه با کِل کشیدن زن‌ها از پله‌ها پایین آمد. ساز و دهل‌زن‌ها، آبادی را خبردار کردند که داماد پی عروس می‌رود. جمعیت کف‌زنان و کِل‌کشان پی داماد و دو ساقدوش‌اش سمت بالا محله می‌رفت. خودم را جلوی جمعیت کشاندم و داخل حیاط خانه‌ی عروس خزیدم. داماد و مهما‌ن‌ها راهی اتاق مهمان‌خانه شدند. میان شلوغی جمعیت چشمم به اتاقک کوچکی آن سوی ایوان افتاد که دو پسر جوان پای سماور نشسته بودند و با دقتی عجیب مشغول ریختن چای بودند. بی‌خیال اتاق مهمان‌خانه شدم و به کار آن دو نفر زل زدم. لیوان را تا نیمه آب‌جوش ریختند، بعد قاشق قاشق شکر توی آن می‌ریختند و هم می‌زدند. بعد از هر هم زدن لیوان را جلوی نور می‌گرفتند و نگاهش می‌کردند، پنداری در پی واکنش خاصی در آن محلول بودند. بعد دهانه‌ی قوریِ چای را روی لبه‌ی لیوان گذاشتند و به آرام‌ترین شکلی که ممکن بود چای را توی لیوان ریختند. چشم‌هایم گرد شد. چای بالای آب جوش ماند. لیوان چای دو رنگ شد. آن را به آرامی توی سینی کوچکی گذاشتند و راهی اتاق مهمانخانه شدند. دنبالشان دویدم و خودم را به اتاق مهمانخانه‌ی مردانه رساندم. سینی چای را جلوی داماد گرفتند. داماد دست توی جیبش کرد و چند اسکانس نو توی سینی گذاشت. چای را برداشت. آن را هم نزده سر کشید. دختری که پشت سرم ایستاده بود به همراهش گفت: «اول چای تلخ را می‌خورد تا بعد به شیرینی ته آن برسد» منظورش را نفهمیدم. ذهنم با این سوال پر شده بود که چطور چای روی آب جوش می‌ماند و چای دو رنگ درست می‌شود. آب جوش را وقتی با آن حجم از شکر یا نبات شیرین می‌کنند، به حالتی از اشباع می‌رسد که چگالی‌اش بیشتر از چای می‌شود. وقتی چای را روی این آب جوش چگال می‌ریزند، چون سبک‌تر است، روی آب جوش می‌ماند و با آن مخلوط نمی‌شود. 😁اعظم حشمتی #فیزیک_در_زندگی ↗️ @azamheshmati_physics

May 21, 2025 836 12 5