ترس آمد. بدنم جمع شد. آمادهی فرار... من فرار نکردم. فقط ماندم. ترس را همانطور که بود، دیدم؛ بیآنکه بخواهم تغییرش دهم، بیآنکه انکارش کنم، بیآنکه خودم را قویتر از آن نشان بدهم. فقط دیدم. و در این دیدن، چیزی تغییر کرد. ترس هنوز بود؛ اما دیگر تمامِ من نبود. من بودم. و برای نخستین بار، آزادی را لمس کردم، بیآنکه ترس را شکست دهم. ✦
August 16, 2026 65 2