سوال_از_اشو از سخنان دیشب شما در مورد تناسخ، چنین برداشت می کنم که… — WorldMeditation🔷🔷 — TG.ME

#سوال_از_اشو

از سخنان دیشب شما در مورد تناسخ، چنین برداشت می کنم که حتی فردیت هم تصنعی است. تناسخ آرامبخش و مسکنی بود برای "وجود" و روحم
تا باقی بماند. ولی الان احساس می کنم هیچ چیزی از من باقی نخواهد ماند.
در شاهد بودن، آیا همه ی ما به انرژی شهود وصل می شویم؟
من شهود مستقل خودم را ندارم؟

#پاسخ
حقیقت غایی، آزار دهنده است. آخر سر همه چیز رفتنی است، حتی من و تو آنچه که باقی می ماند هشیاری محض و خالص است
اینطور نیست که تو به انرژی شهود وصل شوی، "تویی" وجود ندارد. پراکندگی چنان وسیع است که اول از همه شخصیت تو باید ناپدید شود، سپس فردیت، و پس از آن، آنچه که باقی می ماند "هستی محض" است.
شاید این باعث نگرانی تان شود، چون تجربه ایی از نیستی ندارید.
لحظه ای را تصور کنید که:
قبل از این زندگی، شما نبودید.
مشکلی وجود داشت؟
عصبانیتی بود؟
بعد از این هم نخواهید بود.
ترس برای چیست؟
در همان فضایی که فشار ها و عصبانیت ها ناپدید شده اند، سکوت و صلح برقرار خواهد شد. همه ی آنها همچون قطره شبنمی که در اقیانوس رها می شود، ناپدید خواهند شد.
بنابراین، ذن درس خودشناسی نمی دهد. خودشناسی هدفی والا نیست. ذن هدف غایی را آموزش می دهد؛ نه اینکه خود شناسی و فنا در کل ، هدف غایی است.
وجود شما سرشار از عصبیت است. در هر مرحله ای که باشید، مقداری عصبیت باقی می ماند. عصبیت "تو"، و اگر خواهان ناپدید شدن عصبیت هستی، اول خودت ناپدید شو.
تکامل چیزی نیست که داروین آن را کشف کرده باشد. تکامل مفهومی است شرقی که توسط عارفان مطرح شده
در شرق عمیق تر و دقیق تر از داروین این مسئله را بررسی کرده اند.
چارلز داروین در توهم بود، او فکر می کرد که انسان از میمون تکامل یافته، و با این سخنش به ریش دنیا می خندید
این نظریه عجیب به نظر می رسد
اما نظریات عارفان عجیب نیست. عارفان نمی گویند انسان از میمون تکامل یافته؛ بلکه می گویند:
اساس و عصاره ی هشیاری، از فرم و شکل های گوناگونی گذر کرده، حتی از فرم میمون ها هم
به نظر من، هر انسانی از میمون تکامل نیافته، افراد مختلف از سطوح مختلف تکامل یافته اند. هر کدام از حیوانی متفاوت، و این دلیل این همه نابرابری است. انسانی که از میمون تکامل یافته، حامل ویژگی و خصیصه ای از میمون هاست. شخصی که از اسب تکامل یافته، ویژگی متفاوتی خواهد داشت. میلیون ها حیوان در جهان وجود دارد و هر فردی از فرم های متفاوت گذر کرده. اتوبان نیست که همه از یک منبع واحد آمده باشند.
اگر اینگونه بود، همه برابر می شدند.
شخصی نابغه هست و شخصی احمق به دنیا آمده - یقینا آنها از منبع جداگانه ای آمده اند.
بودا زندگی پیشین اش را به یاد می آورد، او می گوید در یکی از زندگی های پیشین، فیل بوده و پس از آن به شکل انسان متولد شده است.
افراد از منابع گوناگون با دلایل متفاوت می آیند.
نظریه ی تناسخ، به طور اساسی رویکرد علمی تری است نسبت به نظریه ی تکامل داروین.
مشهور است که هر حیوانی ویژگی و خصیصه ی رفتاری و اخلاقی خاصی دارد
شخصی که از فرم فیل به شکل انسان متولد می شود، حافظه ای قوی خواهد داشت. در عین حال هر حیوانی استعداد خاص خودش را دارد. من اولین نفری هستم که می گویم هر انسانی از حیوانی متفاوت تکامل یافته است.
نظریه ی داروین مبنی بر اینکه هر انسانی از میمون تکامل یافته، اشتباه است. اگر چنین بود که داروین می گوید، آن وقت همه ی انسانها باید ویژگی برابری داشتند، که اینگونه نیست.
سگی می تواند به شکل انسان متولد شود، و یا شاید از چندین فرم دیگر عبور کند، شاید شیر، آهو و پس از آن انسان شود
نظر داروین درست است، ولی نه جز به جز آن؛ او نتوانسته دقیق و مو به مو توضیح دهد. من در کل با نظر او که انسان از حیوان تکامل یافته، موافقم، ولی با این نظر او که همه از یک حیوان-میمون- تکامل یافته اند، مخالفم
انسانها از سمت و سو های گوناگون آمده اند. اجتماع عظیم همه ی حیوانات است، اگر به خوبی نگاه کنید متوجه می شوید چه کسی از کجا آمده
تنها کمی شاهد بودن لازم است، هشیاری، و متوجه می شوی که این فرد متعلق به گونه ای خاص است.
Osho♨️
@WorldMeditation
https://www.instagram.com/WorldMeditation_1
July 7, 2026 174 1