گزیدهای از کتاب چنین گفت زرتشتِ نیچه، به همراه تفسیر اشو
زرتشت مراحل تکامل روح انسان را به سه قسمت تقسيم کرد:
١- شتر
٢- شير
٣- كودك
شتر:
شتر جانور بارکش است و آماده اسارت، شتر هیچ گاه عاصی نمیشود و توانایی گفتن 'نه' را ندارد، او یک برده است و از خود اختیاری ندارد.
شتر همیشه دنبال کسی است که او را رهبری کند و بگوید که چه باید بکنی، وجود کشیشان برای شتر امری ضروری است.
شیر:
شیر یک عصیان است، شیر اعتقادی به بند و زنجیر ندارد، او دوست دارد آزاد باشد. او به ارزش های از پیش طراحی شده "نه" ميگويد
شیر اجازه نمیدهد کسی بگوید که تو باید فلان کار را بکنی و تو باید چنین باشی. شیر مغرور است و خودش تصمیم گیری میکند.
اما شیر بالاترین درجه کمال نیست
كودك:
کودک کمال روح است.
نه شیر است نه شتر، نه مومن است و پیرو و نه عاصی است و نه نافرمان
کودک خالص است، او فراسوی نیک و بد است.
کودک صادق است و 'آرى' مقدس میگوید
او آری میگوید نه به خاطر ترس،
بلکه از سر عشق آری میگوید.
او معصوم است،
کودک توانایی خلق ارزش های جدید را دارد.
وقتی که در مورد این مراحل صحبت می کنم، بطور نمادین سخن می گویم
وقتی می گویم کودک، فقط به معنی: معصومیت، سادگی، مشتاق قدرت نبودن، در طلب سلطهجویی بر دیگران نبودن و یک زیبایی عظیم است.
پس در پستترين سطح آگاهي،
انسان جاهل و ناهشيار و سختخفته باقی ميماند. زيرا پيوسته به او زهر باورها، اعتقادات داده ميشود
و او هرگز ترديد نميكند و نه نميگويد
و انسانی كه نتواند نه بگويد، شرافت خويش را از دست داده است
و انسانی كه نتواند نه بگويد، آريِ او نيز هيچ معنايی ندارد
آيا نكته را درمييابيد؟
آري فقط وقتي معني دارد كه تو قادر باشي نه بگويی
اگر قادر به نه گفتن نباشي، آريِ تو ناتوان است و معني ندارد
بنابراين، شتر بايد به يك شير زيبا تغيير كند، آماده باشد تا بميرد، ولی برای اسارت آماده نباشد
تو نميتوانی از شير يك جانور باركش بسازی
شير چنان شرافتي دارد كه هيچ حيوان ديگر نميتواند آن را ادعّا كند؛
او خزانه ندارد، پادشاهي ندارد؛
شرافت او فقط در شيوهی زندگی اوست
بی ترس، نترس از ناشناخته،
آماده براي نه گفتن، حتي به قيمت مرگ خويش اين آمادگي براي نه گفتن،
اين عصيانگري، او را از هرگونه پليدي كه شتر برجاي گذاشته پاك ميسازد
از تمام اثرات و ردِّ پاهايی كه شتر برجاي نهاده است
و فقط پس از شير، پس از آن نهي بزرگ، آن آريِ مقدّسِ كودك ممكن خواهد بود.
آري گفتن كودك به سبب ترس او نيست او آري ميگويد، زيرا كه عشق ميورزد، زيرا كه اعتماد دارد.
او آري ميگويد، چون معصوم است؛
او نميتواند متصور شود كه ميتواند فريب بخورد
آري او، يك اعتماد عظيم است
از روي ترس نيست، به سبب معصوميت عميق است
فقط اين آري ميتواند او را به اوج قلّهي معرفت كه من آن را خداگونگي godliness ميخوانم هدايت كند.
در میان شما، انواع این مردمان وجوددارند
و چنین نیست که بتوانی فردی را بعنوان شتر تعریف کنی. درواقع، در هر فرد، اینها همگی با هم مخلوط هستند
هر فردی تمام این کیفیتها را دارد
والدین شما، تمدن شما هراس دارند. نمیگذارند به حال خودت رها شوی؛
باید آموزش ببینی، و این آموزشهای آنان اثبات کردهاند که زهرآگین هستند. آنان با تمام نیتهای خوبی که دارند، خودانگیختگی شما را نابود می کنند.
با تمام خیرخواهیهایشان، از شما یک منافق ساختهاند
پس وقتی که در مورد این مراحل صحبت می کنم، بطور نمادین سخن می گویم:
وقتی می گویم کودک، فقط به معنی معصومیت ، سادگی، مشتاق قدرت نبودن، در طلب سلطهجویی بر دیگران نبودن و یک زیبایی عظیم است.
آیا کودکی را دیدهاید که زشت باشد؟ تمام کودکان زیبا هستند. ولی وقتی که بزرگ می شوند چه اتفاقی برایشان میافتد؟ آن کودکان همگی ناپدید میشوند. شروع میکنند به حیلهگر شدن، بیرحمشدن،سیاسی بازی کردن و دیپلمات شدن. آنان معصومیت خودشان را از دست می دهند، وقارشان را ازکف می دهند، زیباییشان را از دست می دهند
#اشو
تفسیر اشو بر کتاب #چنین_گفت_زرتشت
#برگردان: محسن خاتمى
2July 7, 2026 171 3