صبح بیدار شدم و اولین کاری که کردم گریه بود. بعدش پاشدم صورت شستم و… — 光 — TG.ME

صبح بیدار شدم و اولین کاری که کردم گریه بود. بعدش پاشدم صورت شستم و باز هم گریه کردم(حتی نمیدونستم چرا) تا یکساعت همینجوری لم داده بودم روی‌مبل. یادم افتاد هنوز وقت دارم برم باشگاه و از این فضای مضخرف خارج بشم،پس اینکارو کردم. تمرین خیلی خوبی بود و سرحال شدم واقعا. همون موقع ها بابا تصادف کرد و رفتیم بیمارستان(چیزیش نشده بود و حالش خوب خوبه) تا غروب اونجا بودیم و برگشتیم. و تصمیم گرفتیم که اخرهفته تولد بگیریم. شیرین شمامه چند روز پیش برام کادوهامو فرستاد و کنارش‌کروسان و شمع هم گذاشته بود. قرار شد‌شب تولدم روشنش کنم،شمع رو امشب روشن کردم و آرزو کردمم. درسته خیلی سخت بود ویدیوکال گرفتن، ولی هرجوری بود پیش هم دوتایی تولد رو گرفتیم هرچقدر دور. فکرکنم واقعا همه روز تولد،ناراحتن،منم همینطور.

September 6, 2026 181 2