من یک پسر جوان حدوداً هجده‌ساله بودم که از یک سری جهات صد پله از بقیه… — Stardust — TG.ME

من یک پسر جوان حدوداً هجده‌ساله بودم که از یک سری جهات صد پله از بقیه جلوتر و از جهات دیگر صد پله عقب‌تر و درمانده‌تر بود. وقتی هر از گاهی خودم را با هم‌سن‌وسالانم مقایسه می‌کردم، گاه حس غرور و خودشیفتگی به من دست می‌داد و گاهی هم به همان اندازه احساس بدبختی و افسردگی می‌کردم. عقلم ناقص است. هرگز نتوانستم در خوشی‌های دیگران شریک شوم و به آن‌ها بپیوندم. از اینکه این‌قدر نسبت به آن‌ها منزوی شده و از زندگی بریده بودم، خودخوری می‌کردم.
دمیان | هرمان هسه
September 4, 2026 230