تو آبشار خیلی منتظر سلاطین املت خاورمیانه بودم (دوتا پسری که دوهفته… — سِنپای خسته — TG.ME

تو آبشار خیلی منتظر سلاطین املت خاورمیانه بودم (دوتا پسری که دوهفته پیش جلوی من نشسته بودن و داشتن با کمک وسایل مردم املت درست میکردن برای خودشون) ولی نیومدن که نیومدن. اصن تو آبشار یه پیزی انگار کم بود و اون چیزی نبود جز این دوتا. اونوقت تو راه برگشت ساعت حدودای ۸ بود دیدم از روبرو اومدن از کنارم رد شدن و چون محوطه یه لحظه شلوغ شد من نشناختم اول ولی تا دیدم یکیشون با خنده و صورت قرمز به دوستش اشاره کرد و منو نشون داد و هردو سر برگردوندن و منم همون لحظه دوهزاریم افتاد سربرگردونم دیدمشون نشد این هفته بهشون سیخونک بزنم یکم بخندیم و تو دلم موندددد😂
😁8❤1
September 4, 2026 142 1