به وقت #خاطرات ازدواج
سلام وقت بخیر
میخواستم خاطره بگم از زمانی ک تازه زایمان کرده بودم. بعد 20روز از خونه پدرم اومدم خونمون،من ناشی بچه همش گریه میکرد نمیدونستم چیکار کنم، ی شب ساعت 8 بود زنگ زدم شوهرم ک بیا کمک کن گشنمه شامم نپختم بچه داره گریه میکنه گف داریم برا دوستم لباس میخریم و قط کرد😢😭
بعد ی ساعت خونوادم اومدن بهم سربزنن دیدن من زاهو هنوز شام نخوردم،گفتن پس شوهرت کجاس گفتم سرکاره(اسنپ)
شوهرم اخلاقش افتضاح بود حتی کتکم میزد
من هم درونگرام هم پدرومادرم مریضن نمیخواستم ناراحشتون کنم،هیچوقت مشکلاتمو بهشون نمیگفتم تنها چیزی ک میدونستن بی پولیمون بود،
میدونستن اخلاقش خوب نیس ولی نمیدونستن کتکم میزنه
ما عاشق هم بودیم و ازدواج کردیم من با همه چیش ساختم هزاربار ب طلاق فکر کردم ولی ب زبون نیاوردم،پسر خوبی بود کاری متعهد و....
الان چن سالی میشه شوهرم کلا عوض شده،
مث ملکه باهام رفتار میکنه،
هنوزم بعضا رفتار و واکنشش تنده ولی منطقی تر قضیه رو مدیریت میکنه،
هرروز بابت رفتارای قبلش ازم معذرت میخواد،
نمیدونم چقد احتمال داره ک یکی انقد عوض شه ولی موندنم ارزششو داشت
عشق و علاقم بهش هرروز بیشتر میشه
وضعیت مالیمونم داره بهتر میشه
و الان از زندگی و انتخابم راضیم🥰
ببخشید طولانی شد❤️
: @TimeToWedding 🤍"
438
85
19
2September 1, 2026 10.5K 2.9K 35