با چشای پف کرده و قرمز با صورتی که هنوز ردش به خوبی روش خودنمایی میکنه ساکتتر از همیشه به دیوار روبروم خیره شدم انرژی ندارم که از این وضعیت در بیام تو فکرم هیچی نیست جز تو دلم برات تنگ شده اومدی تنگ که هرچی سعی میکنم به زبان توصیف کنم دیگه کم کم دارم به این نتیجه میرسم کسی برای گفتن حسم حالم حرفام خیلی زندگی من مثل اقیانوس بی انتها بود همونقدر سرد و تاریک و بی نور و تو مثل ماه پرنور و درخشان انعکاس نورت وجودمو پر از نور و روشنایی کردی قلبم با یه سرعت خودت درآوردی و روح شدی واسه این کالبد بی چون و زخمی من کنار آشنایت عاشقانه میکنم فضای آشیانه را پر از ترانه میکنم کسی سوال میکند به خاطر که زندهای و من برای زندگی تو را بهانهام میکنم ولی چی شد که همه چی برعکس شد و باعث شد که این خواب خوشمون بیاد دووم نداشته باشه و حس مثل الکل بپره چی شد چه باعث شد لم کنید من اونقدری دوستت داشتم که اجازه دادم وارد تنهایی بشی اما تو چی تنهاترم کردی جنس تو فرق میکرد مثل پیچیده شدن انگشتان بین دستات اما این آخری رو چقدر نگاه بی احساس شده بود و حرفات سرد و بیرو دیگه برات شده بودم مثل یه آهنگ که خیلی دوستش داشتی و مدام تو گوشت پلیش میکردی ولی دیگه این تکرار باعث عادی شدن چه تلخی تکرار چه کلافه کننده است قصه عادت کوچیک هرچی میخوام فکر کنم دلیلش چی بوده میرسم به سد بزرگ از ناامیدی یادت میاد چقدر با هم گذشته بودیم قانون ۵ ثانیه میگفتی هر وقت حس کردی واسه اومدنم کنارت دیر کردم شروع کن شمردن و بشم ۵ ۴ ۳۲ ۱ وقتی شروع میکردم شمردم به عدد یک نرسیده کنارم بودی الان میشمارم عدد یکو رد میکنم دیگه عددی نیست که بعدش بگم و تو نمیای باید چند بار دیگه بشمارم که بیایی دقیقاً چند بار دیگه چشامونو ببندم و صدای نسبتاً بلند و بغضی که تهه گلوم شروع میکنم ۴ ۳ ۲۷۵ دارم میشه که بگم طول صدام یه دفعه عوض میشه هزار بار قبل که شمردم نیومدی بازم مثل همون به سقف نگاه میکنم به قلبی که دیگه تند نمیزنه به حرفایی که دیگه تو گوشم نمیپیچه اگه جایی که باید حرف بزنی سکوت کنی یا جاهایی که باید بمونی بریم میمیری اونم تو قلب کسی که از انتظار بیزاره هنوز تویی هنوز تویی که تو تک تک سلولهای قلبم نفس میکشی همه سلول های مغزم به تو فکر میکنن مگه غیر اینه ناخودآگاه یاد میافتم رفتنا دیگه چیز دیگهای و یا ولی منطقین حکم میکنه میدونی بدش چیه اینکه من با همه پوست و استخوانها میفهمم چی میگه اما الان اینجا قلبمه که نداشتن تو نمیخواد قبول کنه اون رگاش دارم از دلتنگی جیغ میزنه. @Thetexts1
با چشای پف کرده و قرمز با صورتی که هنوز ردش به خوبی روش خودنمایی… — دل نوشته | 𝗗𝗲𝗹 𝗻𝗲𝘃𝗲𝘀𝗵𝘁𝗲 — TG.ME
July 8, 2026 464 2