این روزها دارم کارهایی که مدتها بود به تعویق میانداختمش رو انجام میدم. گالریم رو مرتب کردم و عکسهای اضافی رو دور ریختم. دندونعقلی که مدتها درد میکرد رو کشیدم. کتابهایی که مدتها توی سبدخریدم بودن رو سفارش دادم. نوبت دکتری که مدتها پیش باید میرفتم رو گرفتم. سریالی که گوشهی هاردم خاک میخورد رو شروع کردم و دارم سعی میکنم تو رو فراموش کنم. دارم سعی میکنم خاطراتت رو، کلماتت رو، صدات رو از گوشهی ذهنم بندازم بیرون. میتونم؟ نمیدونم.
August 25, 2026 797 13