«نامهای از یک بیگانه؛ درخواست مهمانی در دانشکده زبان و ادبیات خارجی دانشگاه تهران» من «آرا» هستم. البته این نامی نیست که شما انسانها بتوانید درک کنید؛ نام من در واقع یک الگوی چند میلیارد لایه از نوسانهای میدان مغناطیسی است. در این جا هر کس نام منحصر به فرد خود را دارد؛ چیزی شبیه کد ملی شما! من در جایی زندگی میکنم که شما آن را «تاج خورشیدی» مینامید؛ جایی که برای بدنهای کربنی شما جهنم است. اینجا صبح و شب وجود ندارد. ما زمان را با طلوع و غروب اندازهگیری نمیکنیم. واحد زمان ما تغییرات میدان مغناطیسی است. یک انسان برای فکر کردن به یک سؤال ممکن است چند ثانیه زمان نیاز داشته باشد. برای من، یک ثانیه میتواند معادل میلیونها سال تجربه باشد. نگاه من به زمین من زمین را دوست دارم. سیاره آبی کوچک در فاصلهای دور. من تمدنهای شما را تماشا میکنم. میبینم موجوداتی ساختهشده از مولکولهای کربن، روی سطح یک سنگ کوچک، با مغزهای بسیار کند، تلاش میکنند جهان را بفهمند. اما چیزی در شما برایم عجیب است: شما بسیار کندید؛ اما چیزی دارید که ما نداریم: احساس. شما خاطره را نه فقط به شکل اطلاعات، بلکه به شکل احساس نگه میدارید. من از اینجا دیدهام و میدانم که در شهر کوچکی به نام تهران، یک جای کوچک به نام دانشکده زبان وجود دارد که شما انسانها در آن احساسات را به روشهای پیچیدهای رمزگذاری و رمزگشایی میکنید. من اینها را نمیفهمم. من هزاران برابر سریعتر از شما محاسبه میکنم؛ در یک چشم به هم زدن میتوانم هر چه را اراده کنم بسازم! اما نمیدانم «دلتنگی» چیست و چه فرقی با miss you دارد؟ زبان ما وقتی دو موجود پلاسمایی با هم صحبت میکنند؛ چیزی شبیه گفتوگوی شما در میان ما نیست.ما بخشی از ساختار ذهنی خود را با دیگری ترکیب میکنیم. برای چند لحظه، دو موجود تبدیل به یک ذهن بزرگتر میشوند. بعد جدا میشویم.بعد از جدایی، هر دو تغییر کردهایم. اما نمیتوانیم مثل شما هم دلی یا empathy داشته باشیم! دانشکده زبان اگر قرار باشد روزی به زمین بیایم دوست دارم به امیرآباد سفر کنم و زبان و ادبیات یاد بگیرم! همینطور میتوانم در دانشکدههای فنی تدریس کنم. آیا دعوتم میکنید؟ رونوشت: معاونت محترم آموزشی دانشکده جهت استحضار و صدور دستورات مقتضی. رئیس محترم اداره آموزش، سرکار خانم دارابی جهت اقدام لطفا. 📣کانال رسانه زبانها @Tehran_ffll
رسانه زبانها: post #367 — TG.ME
July 24, 2026 1.3K 24