یه روز با یه دختری آشنا میشی که برات از خیانت اکسش میگه؛ که چطور دلش رو شکسته و دیگه نمیتونه به هیچکس اعتماد کنه. جوری حرف میزنه که انگار زخمیه، حساسه و از ته دل داره حرف میزنه، و تو هم دلت براش میسوزه. دلت میخواد که بهش ثابت کنی که با بقیه فرق داری؛ اینکه همهی مردها دروغ نمیگن و ترکت نمیکنن. ولی نصیحت من؟ فقط فرار کن چون این یه تلهاست. چون بیشتر وقتها اون هنوز خوب نشده؛ فقط درد، خشم و بی اعتمادی ِ حل نشدهش رو با خودش وارد رابطهی جدید کرده و به جای اینکه زخمهای خودش رو درمان کنه، کمکم کاری میکنه که تو تاوان کاری رو پس بدی که یه مرد دیگه باهاش کرده..!
September 1, 2026 37 3