گفت دو شب طول میکشه بعدش عادت می کنی ؛ فک کنم منو با خودش اشتباه… — یک ماجرای غم انگیز — TG.ME

گفت دو شب طول میکشه بعدش عادت می کنی ؛
فک کنم منو با خودش اشتباه گرفته بود . .
کاری ندارم دوسم داشت یا نداشت ، ولی لحظه ای ك تظاهر به دوست داشتن می کرد . ‌.
دلم گفت باور کنم تا آروم بشم .
به نظر من دلتنگی مزخرف ترین اتفاقِ دنیاست چرا ?!
چون دلتنگی به هیچ دردی نمیخوره وقتی نتونی بری بهش بگی بگی ك چقد دلت داره واسش پر میکشه . .
باید برم از خودش بپرسم . .
شاید خودش بدونه راه چارم چیه وقتی یه دلتنگیه کوفتی یقه زندگیمو چسبیده و هیچ جوره ولش نمی کنه ؛
چرا نمیفهمی من چی میگم ?!
من میدونم چرا . .
چون تو دلت واسه من تنگ نمیشه ؛
نمی فهمی چون وقتی حالم بده به محضِ شنیدن اولین کلمه از دهنت همه چیز یادم میره میدونستیا اما نمی فهمیدیش فرق دونستن با فهمیدن زمین تا آسمونه . .
اگه میفهمیدی من الان با این کاغذ و قلم لعنتی
دست به یقه نمیشدم ك .
تا حالا اسم دلتنگیه متفکر به گوشت خورده ?! نخورده ؛
چون اسمیه ك خودم براش گزاشتم . .
اینطوریه ك تو جون گریه کردن دیگه نداری جونِ ناله کردن و به در و دیوار کوبیدن نداری .
مثه یه پرنده ای ك همه پراشو چیدن و مجبوره فقط یه جا بشینه و زل بزنه به آدما ، تو بی جون ترین حالت ممکن . .
دقیقا الان تو بی جون ترین حالت ممکنم . .
دیگه جون ندارم با زمین و زمان در بیوفتم یا اینکه داد بزنم به جاش نشستم گوشه تختم و به کنجِ دیوار زل میزنم دست میندازم بالشمو به جات بغل می کنم و با خودم میگم چیجوری میشه دلتنگ کسی شد ك دلتنگی توی فرهنگ لغت مغزش هیچ معنیی نداره ?!
ولی از دل مهربونت بعید بود این حجم از نیاز روحمو به بودنت ببینه ولی روش چشمشو ببنده و بره . .
هوم ?!
بعید بود اما رفتی نموندی الان حالت چطوره ?!
حداقل از این مطمعنم ك روزایی که با بودنت سر شد . .
تنها روزایی هستن ك میدونم حدر نشدن کاری به نبودنت ندارما بیا به این فکر کنیم ك من هنوز مثل لحظه اولی ك چشاتو دیدمو به دلم مطمعن شدم دوستت دارم . .
نمی تونم بی خیال گفتنش بشم میخوایِ خوشت بیاد یا نیاد هنوز دلم با دیدن چشات می لرزه ؛
هنوز دوست داشتنم فقط به اسم توئه .
± اونجایی ك صائب می گفت :
‹ به چه مشغول کنم دیده و دل رو که مدام دل تو را میطلبد دیده تو را میجوید . . ›
ینیییی این چشاتو دیده بود ?!
یا شایدم شاملو می دونست من چقدر تو دوست داشتن مظلومم ك گفت :
± من برای آن چیزی ك از خود به تو بفهمانم جز چشمهایم چیزی ندارم . . ؛
داستانِ فراموشی تو مثلِ حل شدن قند تویِ لیوانِ چاییه قنده حل میشه محو میشه اما مزه اون چایی واسه همیشه تغییر پیدا می کنه ؛
شاید نبودنت به دست عادت سپرده شه اما اما فراموشی ?!
نه .
قفل بودنم رو عکسات تا صبح شدنه شبم تمومی نداره . .
خوبه ك دارمشون هر وقت دلم میخواد بغلشون میکنم ؛
میبوسمشون چون دوست داشتنت واسم خیلی قشنگ بود برا همین ترجیح میدم حتی تویِ نبودنت با همین حس خوبی ك از خودت توی قلبم کاشتی ادامه بدم چون باهاش حالم خوبه . .
واسه همین باید بگم ممنونم ك تو مسیر زندگیت یه سری به دلم زدی هرچند کوتاه اما هه بی خیال ؛
تو هم خوب باش چون وقتی خوبی چشات خیلی قشنگتر میشن ؛
راستی یادت نره من همینجاهام دقیقا تو یکی از کوچه های بن بست قلبت گیر افتادم ؛
فراموشم نکن
#آریانفر
😭3
September 5, 2026 14