نصفه زیستن زندگی من بارها طوری پیش رفته که میان دو تصمیم بزرگ گیر کرده ام ، تصمیم هایی که هم انتخاب کردن هرکدامشان و هم انتخاب نکردن آن ها ، برایم هزینه های سنگینی داشته است . موقعیت هایی که در زمینه های مختلف زندگی از کار و تحصیل گرفته تا روابط شخصی برایم پیش آمده اند ، اغلب مرا در برابر انتخاب هایی قرار داده اند که هیچ کدام ساده ، بی هزینه یا بی پیامد نبوده اند . خیلی وقت ها سعی می کردم تا جایی که می توانم زمان بخرم و تصمیم نهایی را در حالت تعلیق نگه دارم . اما ماندن در تعلیق ، صبر کش دار و نصفه نیمه زیستن ، چیزی نبود که روان من بتواند بدون فرسایش تاب بیاورد . این تردید ، نه از تنبلی بود و نه از بی ارادگی ، مسئله این بود که همیشه پای وجدان و اخلاق در میان بود . زندگی بارها مرا در موقعیت هایی قرار داده که ناچار بوده ام میان فدا کردن خودم و انتخاب نوعی بی رحمی یا خودخواهی یکی را انتخاب کنم ، چون در بسیاری از مواقع ، واکنش پیش فرض من فداکاری بوده ، حتی اگر به قیمت فرسوده شدن خودم تمام شود . بعضی تصمیم ها واقعا سنگین اند . اگر خودت را فدا کنی ، ممکن است روانت در بلندمدت دچار فرسایش شود . اگر هم خودت را انتخاب کنی ، باید بار روانی تصمیمی را به دوش بکشی که شاید در نگاه خودت بی رحمانه به نظر برسد ، و این هم آسان نیست . از طرف دیگر ، اگر این تصمیم ها را معلق نگه داری ، تمرکز ذهن ، انرژی و روانت تحلیل می رود و بازدهی ات افت می کند . شاید چیزی که این وضعیت را برای من سنگین تر می کند ، این باشد که این تعلیق فقط در زندگی شخصی من نیست ، انگار همان وضعیت در مقیاسی بزرگ تر بر فضای کشور هم حاکم شده است . نوعی بلاتکلیفی فرساینده که نه افق روشنی پیش رو می گذارد و نه امکان تصمیمی قاطع را فراهم می کند . انگار در سطحی جمعی هم مدام میان بحران ها ، مسکن های موقت و راه حل های ناتمام معلق مانده ایم . شاید به همین دلیل ، خستگی بعضی تصمیم ها فقط از خود آن تصمیم ها نمی آید ، از این می آید که آدم احساس می کند هم در زندگی خودش و هم در جهان اطرافش ، مدام در وضعیتی ناتمام و بی سرانجام نگه داشته شده است . و شاید فرساینده ترین شکل رنج ، نه خود درد ، بلکه طولانی شدن تعلیق باشد . ۳ مرداد ۱۴۰۵ #Deli
نصفه زیستن زندگی من بارها طوری پیش رفته که میان دو تصمیم بزرگ گیر… — SoulCabin — TG.ME
July 25, 2026 127 1