روبهروی هم نشسته بودند.
او هنوز همان آدم بود، اما عوض شده بود. صدایش دیگر آرامش نمیکرد و خاطرهها گرمای سابق را نداشتند. خواست حرف بزند، اما حرفی پیدا نکرد.
چند دقیقه بعد خداحافظی کردند و هرکدام رفتند. هیچ اتفاق بزرگی نیفتاد. فقط همان شب فهمید سقوط بعضی آدمها همینقدر بیصداست، آرام میافتند و بیآنکه بفهمند دیگر جایی برایشان نمانده.
@soghoote_man
11
1September 1, 2026 418 3