جام تمام شد، فوتبال می‌ماند پس از سوت پایان؛ آنتونیو نگری و… — مجال (مهدی حمیدی) — TG.ME

جام تمام شد، فوتبال می‌ماند
پس از سوت پایان؛ آنتونیو نگری و بازپس‌گیری فوتبال


پیش از آن‌که اسپانیا جام جهانی ۲۰۲۶ را بالای سر ببرد، فوتبال برای دقایقی زیاد میان نورافکن‌ها، موسیقی و ستاره‌ها گم شده بود. در سکوهای ورزشگاه نیویورک–نیوجرسی، چهره‌هایی چون تام کروز، ریحانا، میک جگر و دیوید بکام دیده می‌شدند. میان دو نیمه نیز بزرگ‌ترین نمایش رسمی تاریخ فینال جام جهانی با حضور مدونا، شکیرا، گروه کره‌ای بی‌تی‌اس و چهره‌های دیگری برگزار شد. فینال بیش از هر زمان دیگری به آمیزه‌ای از فوتبال، مراسم اسکار و سوپربول شباهت داشت؛ گویی خود بازی دیگر برای ساختن «بزرگ‌ترین نمایش جهان» کافی نبود.
درون زمین، اسپانیا آرژانتین را یک بر صفر شکست داد و برای دومین بار قهرمان جهان شد. اما پس از سوت پایان، کسی که بیش از اندازه در قاب جشن ماند، دونالد ترامپ بود. رئیس‌جمهور آمریکا پس از تحویل جام نیز از سکوی قهرمانی کنار نرفت و هنگام بالا رفتن جام همچنان میان بازیکنان اسپانیا ایستاد؛ گویی پیروزی آنان نیز باید به بخشی از نمایش شخصی او تبدیل می‌شد. سیاستمداری که نامش با دیوار مرزی، اخراج مهاجران و شعار «اول آمریکا» گره خورده، خود را در مرکز جشنی قرار داده بود که بدون عبور انسان‌ها، فرهنگ‌ها و استعدادها از مرزها اساساً ممکن نبود. قدرت دیگر به میزبانی مسابقه رضایت نمی‌دهد؛ تصویر پیروزی را نیز می‌خواهد.
بااین‌همه، فوتبال به آنچه روی سکوهای قدرت و صحنه‌های پرزرق‌وبرق دیده می‌شود محدود نیست. آنتونیو نگری، فیلسوف و متفکر ایتالیایی، برخلاف کسانی که فوتبال را صرفاً افیون توده‌ها یا ابزار فریب سیاسی می‌دیدند، بر نیروی اجتماعی آن تأکید داشت. به باور او، بزرگ‌ترین فضیلت فوتبال توانایی‌اش در واداشتن مردم به گفت‌وگو با یکدیگر است. از این منظر، پرسش اصلی این است: آیا فوتبال فقط همان چیزی است که فیفا سازمان می‌دهد، دولت‌ها مصادره می‌کنند و شرکت‌ها می‌فروشند، یا چیزی فراتر از آن در روابط میان مردم جریان دارد؟!
فوتبال امروز بی‌تردید بخشی از صنعت جهانی سرگرمی‌ساز است. ستارگان جهانی، بلیت، حق پخش، تبلیغات، پیراهن و حتی لحظه شادی پس از گل در زنجیره تولید ارزش قرار گرفته‌اند. نمایش بین دو نیمه فینال نشان داد که بازار دیگر به حاشیه مسابقه رضایت ندارد؛ زمان استراحت، سکوی اهدای جام و قاب قهرمانی را نیز می‌خواهد.
بااین‌همه، فوتبال حتی در تجاری‌ترین شکل خود کاملاً به کالا تقلیل پیدا نمی‌کند. هیچ شرکتی نمی‌تواند مالک کامل اندوه هواداری شود که تیمش شکست خورده، یا شادی کودکی که نخستین قهرمانی زندگی‌اش را دیده است. بازار می‌تواند این احساسات را پخش، اندازه‌گیری و به تبلیغ تبدیل کند، اما نمی‌تواند به‌تنهایی آن‌ها را تولید کند. ارزش اجتماعی فوتبال را بازیکنان و مردمی می‌سازند که خاطره بازی را میان خانواده‌ها، محله‌ها و نسل‌ها منتقل می‌کنند، بی‌آنکه سهمی واقعی در مالکیت باشگاه‌ها، فدراسیون‌ها و درآمدهای میلیاردی داشته باشند.
اگر این ارزش در روابط، گفت‌وگوها و شورهای جمعی تولید می‌شود، می‌توان فوتبال را نه فقط یک کالا، بلکه نوعی «امر مشترک» دانست؛ چیزی که مردم آن را با هم می‌سازند، اما اختیار اداره‌اش در دست گروهی محدود باقی می‌ماند. تجربه «دموکراسی کورینتیانس» در برزیل نشان داد که حتی در دل فوتبال حرفه‌ای نیز می‌توان تصمیم‌گیری را از انحصار مدیران بیرون آورد و بخشی از اختیار بازی را به کسانی بازگرداند که آن را معنادار می‌کنند.
جام جهانی تمام شد. مسی، آخرین ستاره بزرگ نسل پیشین، کنار رفت تا صحنه به ستاره نسل تازه، یامال، برسد. نورها خاموش شد و ترامپ نیز سرانجام از قاب کنار رفت. اما فوتبال با سوت پایان متوقف نشد؛ در خیابان‌ها، خانه‌ها، کافه‌ها و گفت‌وگوهای مردم ادامه یافت. شاید حق با نگری بود: نیروی اصلی فوتبال نه در جامی است که یک تیم بالا می‌برد، بلکه در توانایی آن برای ساختن زبانی مشترک میان انسان‌هایی است که ممکن است در هیچ چیز دیگری با هم توافق نداشته باشند. نمایش پایان می‌یابد، اما همین گفت‌وگوی جمعی است که فوتبال را از یک محصول سرگرمی فراتر می‌برد و نمی‌گذارد سرمایه و قدرت، آخرین معنای بازی را تعیین کنند.

#جام_و_جامعه_در_90_دقیقه
#جام_جهانی_۲۰۲۶
#آنتونیو_نگری
#فوتبال_و_جامعه
#فوتبال_و_سرمایه
#فوتبال_به_مثابه_امر_مشترک

📚 آذربایجان را جامعه‌شناسانه بخوانیم.

@ISA_Tabriz
@iran_sociology
❤6👍3💯2
July 20, 2026 348 1