ادامه☝️
🟡 آناتومی یک پارادوکس (بخش نهم)
طیفِ مجازاتهایِ چهارگانهی مطرحشده در آیه (از تبعید تا اعدام و قطعِ متقاطعِ دست و پا)، مبتنی بر اصلِ حقوقیِ «تناسبِ جرم و مجازات» و به تشخیصِ قاضی سپرده شده است. نکتهی بسیار حیاتی در کالبدشکافیِ تاریخیِ این آیه، توجه به مجازاتِ بهظاهرِ خشنِ «بریدنِ دست و پا بر خلافِ هم» است. چنانکه گفته شد، ارجاعاتِ تاریخی نشان میدهد که این آیه در پیِ جنایتِ هولناکِ گروهِ عُرَینه نازل شد که دقیقاً همین جنایت را علیه چوپانانِ مدینه مرتکب شده بودند.
از این منظر، حکمِ صادرشده در این آیه، تأسیسِ یک شکنجهی بدوی نیست، بلکه اجرایِ «اصلِ بازدارندگیِ حداکثری» در برابرِ تروریسمِ کور و عملِ غیرانسانیِ مُثلهکردن است. این رویکردِ کیفری با محکمترین قواعدِ حقوقیِ قرآن پشتیبانی میشود؛ اصولی که هرگونه تجاوزِ مازاد بر جنایتِ اولیه را اکیداً ممنوع کردهاند:
▫️تأسیسِ قاعدهی تناسبِ مطلق:
«فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ»
(پس هر کس بر شما تعدی کرد، دقیقاً به همان میزانِ تعدیاش، بر او تعدی کنید) [بقره: ۱۹۴].
▫️تأکید بر همترازیِ عقوبت و جنایت:
«وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ»
(و اگر خواستید مجازات کنید، پس دقیقاً به همان گونه که مورد عقوبت قرار گرفتهاید، مجازات کنید) [نحل: ۱۲۶].
▫️تعمیمِ قصاص به جراحاتِ فیزیکی:
«وَ الْجُرُوحَ قِصَاصٌ»
(و در جراحتها، قصاص [برابری] است) [مائده: ۴۵].
نتیجهگیریِ تحلیلیِ این آیه:
آیهی محاربه را نمیتوان بهعنوانِ مجوزی برای اعمالِ خشونتِ ساختاری علیه دگراندیشان یا حتی مجرمانِ عادی تفسیر کرد. این آیه، یک «کدِ کیفریِ استثنایی» برای واکنشِ متقابل و بازدارنده در برابرِ تروریسمِ مسلحانهای است که با قساوتِ تمام، امنیتِ جانی و روانیِ جامعه را هدف قرار داده و دست به شکنجه و قطعِ عضوِ شهروندانِ بیدفاع زده است. خلاصه آنکه بریدنِ دست و پا در این آیه، یک قانونِ اولیهی اسلامی برای هر مخالفی نیست، بلکه پاسخی آینهوار به جنایتی است که پیشتر توسطِ تروریستها انجام شده و این امر با منطقِ عقلانیِ حقوقِ کیفری کاملاً همخوانی دارد.
مهمتر از آن، آیهی ۳۴ بلافاصله راهِ بازگشت را باز میگذارد:
«إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ» (مائده: ۳۴).
ترجمه: «مگر کسانی که پیش از دستگیری، توبه کنند.»
این نشان میدهد که هدفِ آیه، انتقامکشی و خونریزی نیست، بلکه ایجادِ بالاترین سطحِ بازدارندگی در برابرِ جنایاتِ سازمانیافته است؛ و اگر مجرم، پیش از دستگیری سلاح را زمین بگذارد، مجازات از او ساقط میشود. اگر هدفِ دین، خونریزی و انتقامکشی بود، چرا باید بگوید اگر این تروریستِ مسلح، پیش از دستگیری سلاحش را زمین بگذارد و تسلیم شود، اعدام و قطعِ عضو از او لغو میشود؟ این نشان میدهد که هدفِ آیه، بههیچوجه اعمالِ خشونت نیست، بلکه «خلعِ سلاح کردنِ جنایتکاران» و بازگرداندنِ امنیت به جامعه با بالاترین سطحِ بازدارندگی است.
ششم: آیهی تَرهیب و نظریهی مدرنِ بازدارندگی
متن آیه: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ …» (انفال: ۶۰).
ترجمه: «و هرچه در توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید تا با آن، دشمنِ خدا و دشمنِ خودتان را بترسانید [بازدارید].»
کالبدشکافیِ آیه
واژۀ «تُرهِبُونَ» در این آیه، از ریشۀ «ر-ه-ب» به معنای «ترس و هراس» است و با واژۀ مدرن «إرهاب» همریشه میباشد. همین اشتراکِ ریشهای، گروههای افراطی را به این برداشتِ سادهانگارانه کشانده است که قرآن به مؤمنان دستور داده است تا با ایجادِ رعب و وحشت، به عملیاتِ تروریستی دست زنند.
این برداشت، یکی از جدیترین کجفهمیهای تاریخ تفسیر است. زیرا تعیینِ معنایِ نهاییِ یک واژه، نه با ریشهی آن، بلکه با سیاق و بافتارِ کاربردِ آن در متن تعیین میشود. در علمِ استراتژیِ نظامی و روابطِ بینالملل، مفهومی به نام «نظریهی بازدارندگیِ استراتژیک» وجود دارد که میگوید: «شما باید ارتش و تسلیحاتِ خود را چنان قدرتمند کنید که دشمن از هزینههای حمله به شما بترسد و در نتیجه، اصلاً جنگی رخ ندهد».
قرآن در این آیه، دقیقاً همین استراتژی را مطرح میکند: تجهیزِ نظامی برای جلوگیری از وقوعِ جنگ. هدف از «ترهیب» در اینجا، کشتارِ کور یا ایجادِ وحشت در میانِ غیرنظامیان نیست، بلکه پیشگیری از تجاوز و دفاعِ فعالانه از مرزهایِ امنیتی است؛ دقیقاً مشابهٔ مانورهایِ نظامیِ ارتشها در جهانِ امروز که برای نشان دادنِ قدرت و حفظِ صلح برگزار میشوند.
ادامه👇
SobheEslam
September 6, 2026 15 2