آناتومی یک پارادوکس (بخش اول) نحوهٔ رهایی از خشونت مقدس در جهان معاصر… — صبح اسلام — TG.ME

🟡 آناتومی یک پارادوکس (بخش اول)

نحوهٔ رهایی از خشونت مقدس در جهان معاصر

چکیده

تاریخ اندیشهٔ اسلامی همواره با پارادوکسی بنیادین مواجه بوده است: چگونه یک متن واحد، یعنی قرآن، و یک سنت مشخص، در طول تاریخ، هم‌زمان سرچشمهٔ دو جریان کاملاً متضاد شده‌اند؟ از یک سو، قرائتی به‌شدت خشن، اقتدارگرا و رادیکال که به حذف دگراندیشان می‌پردازد، چنان‌که در نمونه‌هایی مانند داعش و القاعده دیده می‌شود؛ و از سوی دیگر، قرائتی عمیقاً رحمانی، عارفانه و اخلاق‌مدار که بر مدارا، صلح و کرامت انسانی تأکید دارد.

این مقاله با بهره‌گیری از رویکرد تاریخ‌مند به متن، دانش هرمنوتیک و جامعه‌شناسی سیاسی، به کالبدشکافی این دو خوانش متعارض می‌پردازد. یافتهٔ اصلی پژوهش آن است که آیاتِ به‌ظاهر خشن، در بستر تاریخی و حقوقیِ نزول خود، عمدتاً ناظر به موقعیت‌های معینِ درگیری، دفاع، مقابله با تجاوز و تنظیم مناسبات اجتماعی بوده‌اند؛ اما در دوره‌های بعد، بخشی از این احکام و تدابیر، از بستر تاریخی خود جدا شده و در قالب احکامی ابدی و فراتاریخی تفسیر شده‌اند. این فرایند، به‌ویژه در دوره‌های امپراتوری و در پیوند دین با قدرت سیاسی، امکان استفاده از متون دینی برای مشروعیت‌بخشی به سرکوب، جنگ و کشورگشایی را فراهم کرده است.

مقاله در نهایت استدلال می‌کند که رهایی از بازتولید خشونت مقدس در جهان معاصر، در گرو تفکیک نهاد دین از قدرت سیاسی، پایان دادن به رویکرد ابزارانگارانه به دین، و بازگشت به هسته و گوهر رسالت پیامبران، یعنی تکامل اخلاقی، عدالت و پاسداری از کرامت و حقوق بنیادین انسان است.

فصل اول: کالبدشکافی متن؛ تاریخ‌مندی و تفکیک ذات از عَرَض

برای خوانندهٔ پرسشگر امروزی که با مشاهدهٔ رفتارهای خشونت‌آمیز به نام دین، دچار بدبینی و تردید شده است، نخستین و مهم‌ترین گام، آشنایی با یک قاعدهٔ بنیادین در متن‌خوانی است: تفکیک میان ذات دین و عَرَض دین.

ذات دین، ناظر به پیام اصلی، ابدی و جهان‌شمولی است که برای انسان در همهٔ اعصار مطرح شده است؛ مفاهیمی چون توحید، دعوت به تفکر، مکارم اخلاق، عدالت و کرامت ذاتی انسان. پیامبر اسلام این هستهٔ بنیادین را در سیزده سال اقامت در مکه، بدون در اختیار داشتن ابزار قدرت سیاسی و نظامی، و در شرایطی همراه با فشار، آزار و شکنجه، ابلاغ کرد.

اما عَرَض دین، شامل آن دسته از احکام مدنی، جزایی و دستورالعمل‌های اجتماعی، سیاسی و دفاعی است که پس از هجرت به مدینه، در پاسخ به بحران‌های عینی، منازعات و تجاوزات نظامی و نیز برای اداره و تنظیم مناسبات یک جامعهٔ نوپا در شبه‌جزیرهٔ عربستان تشریع و ابلاغ شد.

بر این اساس، می‌توان میان دو سطح تمایز گذاشت:

▫️منطق مکه: ارائهٔ الگوی اخلاقی و انسانیِ فرازمانی؛ یعنی بیان هسته و پیام جهان‌شمول دین.

▫️اقتضائات مدینه: اقتضائات مدینه عبارت است از تدوین قواعد حقوقی، مدیریتی، اجتماعی و دفاعی متناسب با شرایط زمانی و مکانیِ جامعهٔ نوپای اسلامی؛ یعنی تنظیم سازوکارهای زیست جمعی و حکمرانی. بخش مهمی از این احکام اجرایی و دفاعی، ناظر به شرایط خاص زمانی-مکانی بوده و نباید با هستهٔ اخلاقی و اعتقادی دین یکی گرفته شوند.

خطای رایج در برخی خوانش‌های بنیادگرایانه، و نیز در برخی نقدهای ناشی از بی‌توجهی به تاریخ‌مندی نصوص، آن است که این پوستهٔ تاریخی و احکام ناظر به شرایط خاص را با هستهٔ جاودان دین خلط می‌کنند و هر دو را در یک سطح قرار می‌دهند.

برای روشن‌تر شدن این تمایز و رفع بخشی از سوءتفاهم‌های رایج، در ادامه، شش مورد از آیاتی که همواره به‌عنوان دستاویز خشونت از سوی افراط‌گرایان مطرح شده‌اند، با بررسی دقیق‌ترِ زبانی و تاریخی مورد تحلیل قرار می‌گیرند.

یکم: آیهٔ رفع فتنه

«وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ» (بقره: ۱۹۳).
ترجمه: «و با آنان بجنگید تا دیگر فتنه‌ای نباشد و دین برای خدا باشد؛ پس اگر دست برداشتند، تجاوزی جز بر ستمکاران روا نیست.»

کالبدشکافی آیه

خواننده‌ی بدگمان با خواندن این آیه ممکن است تصور کند: «قرآن دستور داده آن‌قدر بجنگید تا همه مردم جهان مسلمان شوند و عقیده‌ی مخالفی (فتنه) باقی نماند!»

اما این یک برداشت نادرست ترجمه‌ای است. در ادبیات عربِ آن روزگار و در بستر تاریخی مکه، کلمه‌ی «فتنه» به معنای کفر یا شرک نبود. مسلمانان اولیه در مکه صرفاً به جرم گفتن «خدا یکی است»، زنده زنده روی ریگ‌های داغ سوزانده می‌شدند (مثل بلال حبشی) یا زیر شکنجه کشته می‌شدند (مثل سمیه، مادر عمار یاسر). سپس از خانه‌هایشان اخراج و اموالشان مصادره شد.

ادامه👇
SobheEslam
September 4, 2026 272 4