🟡 آتش جفا، عود صلح
به مناسبت ولادت رسول اکرم ﷺ
زِ آتَشِ این ظالِمانَت دِلْ کَباب
از تو جُمله اِهْدِ قَوْمِی بُد خِطاب
کانِ عُودی دَر تو گَر آتش زَنَند
این جَهان از عِطْر و رَیْحان آکَنَند
(مثنوی معنوی، دفتر دوم، ابیات ۱۸۷۳ و ۱۸۷۴)
در سیره و تاریخ حیات طیبه پیامبر اکرم (ص)، لحظاتی به ثبت رسیده است که عیار صبر و رأفت ایشان را فراتر از فهم عادی بشر نشان میدهد. در ادامه، روایتی از معارف سلطان ولد (ص ۱۲۶) در باب برخورد رحمانی پیامبر با بیادبیِ مشرکان میآید:
هنگامی که کافرانِ قریش بیادبی را از حد گذراندند و اهانت را به غایت رساندند؛ تا آنجا که شکنبهای آلوده را بر گردن مبارک آن حضرت آویختند و کودکان و جوانان و پیران از هر سو بر گرد ایشان نعره برمیداشتند، دستک میزدند و به تمسخر میخندیدند، دل صحابه -رِضْوَانُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ- به درد آمد.
آنها گِرد رسول (ص) حلقه زدند و گفتند: «یا رسولالله! مگر نه تو سلطان پیامبران و مقصود آفرینشی؟ امت هر پیامبری که گستاخی میکردند، به نفرین آن پیامبر هلاک میشدند؛ چنانکه قوم نوح، هود، لوط و صالح، هر کدام به عذابی دچار شدند. چون تو در مرتبه و قدر، برتر از تمامی انبیا هستی و این گستاخی که از این قوم سر زد، پیش از این سابقه نداشت -که فرمودی: مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیتُ (هیچ پیامبری به اندازه من آزار ندید)- پس دعا کن تا این قوم گستاخ و بیادب هلاک شوند.»
حضرت فرمود: «هله ای صحابه! اکنون دستها برگیرید تا من دعا کنم.»
آنگاه مصطفی (ص) دستها را به آسمان برداشت و فرمود:
«اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِی فَإِنَّهُمْ لَا یَعْلَمُونَ»،
«بارخدایا! قوم مرا هدایت کن، چرا که آنان نمیدانند و بیخبرند.»
صحابه در شگفت شدند که ما درخواست نفرین کردیم و تو در حق آنان دعا میکنی؟
در همان حالت، این آیه شریفه نازل شد که:
«وَ إِنَّکَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ»،
«و به راستی تو بر خُلقی عظیم و اخلاقی بسیار بزرگ و والا استوار هستی.»
(سوره قلم، آیه ۴)
SobheEslam
August 30, 2026 799 4