در قسمت قبل، به این نتیجه رسیدیم که تنها پزشکانی که تکنولوژیست - بهمعنای مهندسان توسعهدهندهٔ فناوری - هستند، امکان مشارکت در توسعهٔ پزشکی در آینده را خواهند داشت، و این موضوع مجدداً حکم تاییدی بر آن است که حتی پزشکان آشنا به هوش مصنوعی، irrelevant خواهند بود و اصلا قابل مقایسه با تکنولوژیستها - که از قضا پزشک هم هستند - نیستند. لذا ما زیررشتههای پزشکی را به شکل و عناوین دیگری که حاصل از ادغام و حذف زیررشتههای فعلی است، خواهیم دید. و حضور و فعالیت در شکلهای تازهشان، ملزوم به تکنولوژیست بودن پزشک - و هر فرد فعال دیگری - خواهد بود.
پس اگر پزشک هستید و نگران اینکه «آشنا» نبودن با هوش مصنوعی ممکن است شما را در آینده irrelevant کند، باید بگویم که نگران نباشید. «آشنا» بودنتان هم تفاوت زیادی را حاصل نمیکند، تا زمانیکه توسعهدهندهاش باشید. در واقع اگر قرار است از کسی بترسید که جایگزین شما شود، احتمالا باید به technologistها - مخصوصا مهندسان نرمافزار و هوش مصنوعی و... که میزان بیکاریشان در صنعت خودشان در حال افزایش است - فکر کنید. این افراد، کارشان «حل مسئله با تکنولوژی» است و اگر شما - بهعنوان پزشک فعال در صنعت سلامت - نتوانید مسائل صنعتتان را «با تکنولوژی» حل کنید، این افراد حل خواهند کرد. جملهٔ قدیمی زیر هم تلنگری در همین باره است:
"You may not be in the software industry, but one day the software industry will be in yours."
ترجمه: شما ممکن است که در صنعت نرمافزار نباشید، اما روزی صنعت نرمافزار در صنعت شما خواهد بود.
پس دوست داشته باشیم یا نه، مسیر ما از تکنولوژی نمیگذرد. بلکه مسیر تکنولوژی از ما میگذرد و مجبوریم یاد بگیریم که به کمک تکنولوژی، مشکلات صنعت سلامت را حل کنیم. این تنها مسیر ممکن است که متاسفانه قطعیت شغلیاش حتی نزدیک به پزشکی هم نیست. با آن دوران باید خداخافظی کنیم. چرا که در چنین آیندهای، هرچه زودتر وارد این مسیر شویم، زودتر هم تکنولوژیست خواهیم شد و مشکلات بیشتری را هم حل خواهیم کرد. حل مشکلات صنعت سلامت اما فقط شامل «یک نقش» نمیشود. نقشهای مختلف - و اتفاقاً جدیدی - خواهیم داشت. چنانچه نقشهایی که امروزه در دنیا رایجاند، پنجاه سال پیش وجود نداشتند.
یک سوء برداشت رایج در اینجا این است که ما باید حتما توسعهٔ دهنده تکنولوژی هوش مصنوعی - بهمعنای برنامهنویس - باشیم. این درست نیست. همه کسانی که مسئله حل میکنند، برنامه نویس نیستند. همه تکنولوژیستها هم برنامه نویس نیستند. چنانچه سالها قبل وقتی استفاده از برق رایج شد، همه متخصص برق نشدند. اما هیچ کاری امروزه بدون برق قابل انجام نیست و افراد، در نقشهای مختلف، با برق کار میکنند و توسعهدهنده برق محسوب نمیشود. پس نتیجه این قسمت لزوماً توصیه به یادگیری برنامهنویسی نیست. بلکه توصیه به مشکلحلکردن است - که خواه ناخواه بیشتر مسیرش از برنامه نویسی میگذرد.
حالا سوالاتی از قبیل در صنعت سلامت چه مشکلاتی وجود دارد و با چه نقشهایی میتوان آنها را حل کرد و از چه نقاطی میتوان وارد شد و... مطرح میشوند که در قسمتهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت...
@sinusealpha_channel



