افخونستان ای زهر سرنوشت به کامت تلخ ای زادگاه ناموران ای «بلخ» ای ماه سر به چاه فروبرده ای «نیمروز» بغض فروخورده آه ای «هرات»! ارگ و دبستانت، «کابل» کجاست نعرهی مستانت؟ با سرزمین شرزه پلنگانم، تهمینهات کجاست «سمنگانم»؟ از چشمِ چشمههای «بدخشان» خون تا کوچههای خاکی «پروان» خون! خون است تا، به خاک خراسان آب آب است تا، به خاک خراسان خون! بابام زیر آهن و آتش مُرد تنها برادرم که به ترکش مرد همشیرهی نجیب دمِ بختم زیر جهادیانِ تن لش مرد! چشمم به راه دختری از «قندوز» سَم سرکشید از غم و خوابش برد..! بیعاقبت منم که جهانم را، دستان شوم اهل بهشت آشفت! دیگر میان این همه بدبختی از مادرم مپرس، نخواهم گفت از مادرمم مپرس، نمیگویم از مادرم مپرس، نخواهم گفت! شعر: محمدرضا حاج رستمبگلو #افخونستان ShnText.t.me
August 24, 2023 2.9K 12