گوش شنوا بودن و همدلی آگاهانه ، چطوری برای سلامت روانی اطرافیانمان مفید باشیم ؟
گوش شنوا بودن صرفاً یک کار اخلاقی نیست بلکه یک جور تنظیم هیجانی جمعی یا Co regulation بسیار مهم در شرایطی هستش ، که جامعه از لحاظ روانی در شرایط نابسامان مشترکی به سر میبره وقتی ما درگیر اضطراب جنگ، فشار اقتصادی یا قطع ارتباطات هستیم، سیستم عصبی ما در وضعیت جنگ یا گریز قرار میگیره. در این حالت، مغز به شدت دنبال سیگنالهای امنیت میگرده و هیچچیز به اندازه یک ارتباط انسانی باکیفیت، نمیتونه این امنیت رو به سیستم عصبی برگردونه.
من فکر میکنم در این وضعیت، ما به جای نصحیتهای زرد به همدیگه، به اعتباربخشی نیاز داریم ! وقتی کسی از ترسهاش حرف میزنه و ما بلافاصله با جملاتی مثل درست میشه یا نیمه پر لیوان رو ببین جواب میدیم، در واقع داریم سیستم دفاعی اون رو فعالتر میکنیم؛ چون اون احساس میکنه درکش نکردیم و حالا باید برای اثبات بد بودن حالش بیشتر تلاش کنه. اما وقتی فقط میشنویم، اجازه میدیم آمیگدال یا همون مرکز ترس در مغز فرد مقابل کمی آرام بگیره.
ما باید یاد بگیریم که سکوت فعال داشته باشیم. یعنی وقتی طرف مقابل از ناامیدیش میگه، به جای ردیف کردن فکتهای اقتصادی یا تحلیلهای نظامی، فضایی بسازیم که اون بتونه بار هیجانیش رو تخلیه کنه.
توضیح علمیش اینه که با شنیدن همدلانه، سطح کورتیزول (هورمون استرس) رو در طرف مقابل پایین میاریم و به جاش اکسیتوسین ترشح میشه! همون هورمونی که حس همبستگی و امنیت ایجاد میکنه.
مخصوصا در این زمان که اینترنت قطع شده و دسترسی ما به جهان بیرون محدود شده ، سیستمهای حمایتی نزدیک بسیار حیاتی تر هم میشن.
گوش شنوا بودن یعنی من و تو، علیرغم تمام تفاوتهامون با همدیگه ، در این درد مشترک کنار هم هستیم. بیاید به جای اینکه باری روی دوش هم باشیم، به همدیگه ثابت کنیم که در این ناامنی مطلق، دستکم فهمیده شدن توسط یک انسان دیگه، هنوز ممکنه. این همون سلامت اجتماعی هستش که از اون حرف میزنیم؛ اینکه اجازه ندیم انزوای روانی، زودتر از بحرانهای بیرونی ما رو از پا دربیاره.
27May 14, 2026 4.8K 33