حسرتِ عمیق، حسرتِ آنچه بود نیست؛ حسرتِ آن چیزیست که میتوانست باشد.
زیرا امکان، پیش از آنکه واقعیت باشد، گشودگیِ جهان است: لحظهای که «میتواند» در برابر «هست» میایستد.
و گاهی ما چیزی را از دست نمیدهیم؛ تنها در آستانهی یک امکان میایستیم و جهانِ ممکن، بیآنکه واقعیت شود، بسته میشود.
شاید عمیقترین حسرت همین باشد: نه اینکه چه بود از دست رفت، بلکه چه میتوانست باشد و هرگز نشد.
شاید زیستن یعنی همین که وقتی جهان گشوده میشود، بیش از آنکه از بستهشدنش بترسیم، جرأتِ قدم گذاشتن در آن را داشته باشیم.
مقداد پیمانی
@Rooyado
3
3
2August 22, 2026 200 3