داستان نقاشی از انجیل متی مییاد که جایی که هرود، پادشاه یهودیه، پس از شنیدن پیشگویی تولد کودکی که قراره پادشاه یهود بشه از ترس از دست دادن قدرتش فرمان میده همه پسران خردسال بیتلحم و اطراف اون رو بکشند. این فرمان به کشتار بیگناهان معروف میشه. در روایت انجیل، خانواده عیسی پیش از اجرای فرمان فرار میکنن و به مصر پناه میبرن؛ بنابراین کودکانی که در این نقاشی میبینیم، قربانیان همان ترس از قدرت و حفظ سلطنتاند!
میبینیم که مادران تلاش میکنن بچههاشون رو از دست سربازاننجات بدن. بدنها در هم پیچیدن، سربازها با خشونت پیش میرن و مادرها با تمام توان مقاومت میکنن. هیچکس در این تصویر واقعا فرصت ایستادن و نفس کشیدن نداره(باعث میشه حس خفگی بگیرم). همین حرکت و آشوب، یکی از ویژگیهای مهم هنر باروکه؛ هنرمند میخواد کاری کنه که احساس کنیم در همون لحظه حضور داریم.
چیزی که برای من در این اثر از همه تلختره تضاد بین قدرت و بیپناهیه. سربازها سلاح دارن دستور دارن و قدرت دارن؛ اما مادرها فقط بدن خودشون رو دارن و به وسیله همین کودکی که میخوان باهاش از مرگ محافظت کنن و شاید به همین دلیله داستانی متعلق به بیش از دو هزار سال پیش رو هنوز برای ما قابل فهم میکنه! چون پشت این روایت مذهبی، یه چیز عمیق تر و انسانی تری وجود داره: ترس از دست دادن عزیزترین آدم زندگی و تلاش برای محافظت از اون، حتی وقتی میدونی شاید هیچ شانسی برای پیروزی نداری.
و این بیگناهان اولین کسانی هستن که قربانی میشن. چیزی که این نقاشی رو برای من ماندگار میکنه همینه: در میون تموم این بدنهای قدرتمند و خشونتآمیز، چشم من بیشتر از همه دنبال مادرهایی میگرده که هنوز دست از تلاش نکشیدن. شاید تراژدی واقعی همینجاست؛ اینکه بعضی آدمها هیچ قدرتی برای تغییر سرنوشت ندارن، اما عشقشون اجازه نمیده بیتفاوت بمونن)
کشتار بیگناهان اثر پیتر پل روبنس یکی از تکاندهندهترین تصاویر باروک از خشونت و درماندگی انسانه.
August 24, 2026 865 5