وقتی دلار ۲۰۰ هزار تومان میشود، پژوهش چند برابر گرانتر میشود
دلار به ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.
شاید برای خیلیها این عدد فقط یک نرخ ارز باشد؛ اما برای یک استاد دانشگاه و پژوهشگر، پشت این عدد یک زنجیرهی طولانی از هزینهها قرار دارد که تقریباً همهی آنها مستقیم یا غیرمستقیم به ارز وابستهاند.
مواد شیمیایی، حلالها، مونومرها، رزینها، نانوذرات، نمکها، مواد اولیهی سنتز، فیلترها و حتی بسیاری از اقلام سادهی آزمایشگاهی یا وارداتی، با افزایش نرخ ارز گران میشوند.
هزینهی آنالیزهایی مثل SEM، XRD، XPS، FTIR، TEM، EIS و دهها تست تخصصی دیگر هم بهطور مستقیم یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار میگیرد.
اما مسئله فقط خرید مواد و انجام آزمایش نیست.
یک پروژهی پژوهشی ممکن است ماهها زمان ببرد. دانشجو باید حقوق و هزینهی زندگی داشته باشد، تجهیزات باید تعمیر و نگهداری شوند، قطعات مصرفی باید خریداری شوند و برای هر آزمایش چندین بار نمونهسازی و تکرار انجام شود.
در چنین شرایطی، بودجهای که شاید چند سال پیش برای یک پروژه «قابل قبول» به نظر میرسید، امروز ممکن است حتی برای خرید مواد اولیهی آن پروژه هم کافی نباشد.
و این فقط مشکل پژوهش نیست.
هزینهی رفتوآمد، اجاره، خوراک، آموزش، کتاب و نرمافزار، اینترنت و تقریباً تمام هزینههای زندگی هم افزایش پیدا کردهاند. بنابراین پژوهشگر و استاد دانشگاه همزمان با افزایش هزینهی اجرای پژوهش، با افزایش هزینهی زندگی شخصی خودش نیز مواجه است.
بهعنوان یک استاد دانشگاه، چیزی که بیش از خودِ عدد ۲۰۰ هزار تومان نگرانکننده است، فاصلهای است که میان هزینهی واقعی پژوهش و بودجهای که برای پژوهش اختصاص پیدا میکند ایجاد شده است.
اگر قرار باشد از دانشگاه انتظار تولید علم، مقالهی باکیفیت، ثبت اختراع، حل مسائل صنعت و تربیت نیروی متخصص داشته باشیم، باید واقعیت اقتصادی انجام پژوهش را هم ببینیم.
پژوهش با «بودجهی روی کاغذ» انجام نمیشود؛
با مواد شیمیایی، دستگاه، نیروی انسانی، زمان و هزینه انجام میشود.
و همهی اینها امروز بسیار گرانتر از گذشتهاند.
شاید بد نباشد وقتی از تعداد مقالات، رتبهی دانشگاهها و شاخصهای علمی صحبت میکنیم، یک سؤال ساده هم بپرسیم:
با چه هزینهای داریم این علم را تولید میکنیم؟
💬 @Hossein_em10
19
18
7
7
1August 23, 2026 511 2