. نور خاموش شد هیچ چیز معنا ندارد از این پس چهره هایی بی شکل کش می آیند تا قلبم حالا چیزی را بگو که نتوانستی به زبان بیاوری بین ضربه ها و ترس ها. جاده های ساکن را به یاد آر که روی شان مردی راه می رفت زیر باران و گریه می کرد. کجا رفتی عشقِ من جرات ندارم نگاهت کنم بس که دوری بین من و تو سنگین است. #آگوتا_کریستوف (فرانسه) https://t.me/Red_Literature
Telegramادبیات سرخشعر اعتراضی، جنگ و صلحِ جهان
3August 20, 2026 261 5