ما نسلی بودیم که؛ هر بار خواستیم یه چیزی رو از نو شروع کنیم، یه اتفاق… — 🌈The Reader 📖 — TG.ME


ما نسلی بودیم که؛
هر بار خواستیم یه چیزی رو از نو شروع کنیم،
یه اتفاق افتاد و همه‌چی ریخت بهم.

رفتیم دانشگاه، کرونا اومد.
خواستیم برای آینده‌مون برنامه بریزیم، گرونی و بی‌ثباتی شروع شد.خواستیم یه کم نفس بکشیم، دلار دوید، قیمت‌ها دویدن،

ما هم پشت آرزوهامون دویدیم.
ما بدو، دلار بدو، زندگی بدو، آرزوهامون بدو…

هر بار یه امید نصفه،
یه برنامه نصفه‌کاره،
یه «شاید فردا بهتر بشه».

اگه خسته‌ایم، از بی‌حوصلگی نیست؛ از این همه دویدنه برای چیزایی که هر روز دارن ازمون دورتر می‌شن.

ما چیز زیادی نمی‌خواستیم؛
فقط یه زندگی معمولی،
یه روز آروم،
یه آینده‌ای که بشه یه ذره بهش اعتماد کرد،
و شبی که بدون ترس از فردا بخوابیم.


@Readers_🍃🌸
😢4
September 7, 2026 17