تو آمدی
و سکوت شبهایم
لباس آواز بر تن کرد.
ستارهها به تماشایت آمدند.
من در حوالی قلبت
جایی بکر را یافتم؛
که در هیچ جغرافیایی پیدا نمیشد.
دستان سرد و تاریک شب را رها کردم
و در آینه نگاهت خود را روشنتر از
خورشید یافتم
و عشق یقینا همین است
قلبی
که گویی سالهاست گم کرده بودم
میان دیدگانت پیدا کردم،
بیصدا حل شدم در تو،
و مثل قطرهای
در دریای آغوشِ عشقت آرام گرفتم...
#یسنا_اکبری
#شب_بخیر 🤍
@Readers_ir 🍃🌸

4August 31, 2026 28