من یک غبطهام به حال تمام پروانههای سرگردان دنیا. من یک غبطهام، به آزادی و رهایی جاری در پرواز. من یک مبدا مشخصم و تو، مقصد نهایی. ایکاش بال بودم و باد. ایکاش، در کسری از ثانیه وزیده میشدم به تو و در آغوش تو تا فردا خاموش میشدم. پروانهها با قفس غریبهاند، همانطور که من با فاصله از تو غریبهام. میدانم دیر یا زود، پلکهای من نیز بسته میشود. میدانم که برای پیدا کردن تو، نیازی نیست چشم بگذارم. تو نوری و هرجا که تاریک است از تو محروم است. میدانم که تو یک رویای خالص و بیتعبیری و من چارهای جز به سمتت کشیده شدن ندارم. من خستهام از تمام راههایی که به تو ختم نمیشوند. از تمام مقصدهایی که شبیه تو نیستند. از اینهمه مبدا که باید ترکشان کنم، تا شاید یک روز به جایی برسم که تو باشی. اما ظاهرا پرواز همین است، دل کندن از زمین بدون آنکه مطمئن باشی آسمان تو را میخواهد.
August 26, 2026 342 7