دیرگاهیست که من در دلِ این شامِ سیاه،
پشت این پنجره، بیدار و خموش
ماندهام چشم به راه،
همه چشم و همه گوش:
مست آن بانگ دلآویز که میآید نرم
محو آن اختر شبتاب که میسوزد گرم
مات این پردهی شبگیر که میبازد رنگ.
آری، این پنجره بگشای که صبح
میدرخشد پسِ این پردهی تار؛
بوسهی مهر که در چشم من افشانده شرار...
#هوشنگ_ابتهاج
☆@Raghsegalam21☆
🪷𝓛𝓞𝓥𝓔🪷

