آن زن
که پیش از خورشید
در آسمانم میدرخشد
و پس از افتادن
آخرین ستاره به دامن روز
در من هست.
آن زن که هر شب
در قاب پنجره متولد میشود
و هر صبح
کفشهای مرا میپوشد
در خیابان، در کوچه، در بازار
در باغ، در کوه، در ساحل یا بیابان
با من قدم میزند.
آن زن
که عطر چای من است
هرمِ نفسهای نان تنوریام
و صبح
انگشتش را که طعم عسل دارد
بر لبانش میکشد
تا خیال خلوت من شیرین باشد.
آن زن که من هر کجا میروم
ردّ پای او را
پیش از خودم میبینم؛
انگار جهان
سالهاست
به جای من
با او قرار گذاشته است.
و عجیبتر اینکه
هر شب
وقتی چشمهایم را میبندم
او از من عبور میکند
و صبح
من
از خواب او بیدار میشوم.
آن زن
همیشه
شبیه تو بود
شبیه تو هست.
#محسن_قریب
☆@Raghsegalam21☆
🪷𝓛𝓞𝓥𝓔🪷