#رباعی
هر دفعه نفوذ میکنی از جایی
فکری و عجیب بر سرم می آیی
دیوانه گی ام گذشته از حد یا که
تنهایی من گذشته از تنهایی؟!
باران زد و از پنجره بو میرویید
از شیشه و قطره گفتگو می رویید
از سینهی هرکه کنج قبرستان بود
دیدم که چقدر آرزو می رویید
دل سرد برای کل دنیا بودم
تنها تنها همیشه تنها بودم
القصه که شد بلند تر شب هایم
از بس که در انتظار یلدا بودم
درگیر خودم هستم و افکار خودم
له گشته تنم به زیر آوار خودم
حتی موری ندیده آزار از من
تنها به خودم رسیده آزار خودم
رازی که فقط در دل «برمودا» بود
یک عمر درون چشم تو پیدا بود
از گوشهی چشمان تو اشکی چیدم
این شیوهی دُر گرفتن از دریا بود
از هرکه در این زمانه، دوری کردم
عمری که گذشت را مروری کردم
در بستر شاعرانهی خود هر شب
هی زخم سرودم و صبوری کردم
#محمدرفیع_قاضی_زاده
10
4
3
2
1December 26, 2025 776 1 4