از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم. هی نگاش کردیم، نشستیم روبه‌روش،… — رادکست — TG.ME

 از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم. هی نگاش کردیم، نشستیم روبه‌روش، هی از دور پاییدیم، واسش زیرلبی دو بیتی گفتیم، رفت وُ اومد کردیم، طنز پارسی انداختیم در جِلوَت و خلوت، راه رفتیم روو ریل ِ نی‌لبک ِ مهره‌های پشت، کودکان تواَمان آغوش خویش وقتی کسی حواسش نبود. توو گرما، سرما، شبان وُ روزان، پشت خط موزائیکا، جلو شمشادا، وایساده خوابیدنا، نیمه‌شبا، قمرها، عقرب‌ها، دو سیگار یه‌ کبریتا... تو رَم خیلی اسیر کردیم، باس ببخشی. اما نحسی افتاده بود. هرچی آب می‌جُستیم تشنگی گیرمون می‌اومد. واسه چی؟ تو فهمیدی؟ #رادیو_چهرازی @Rad_Cast

November 17, 2024 237 1