🔶به جای very tired بگو :
🔷Exhausted "خسته"
🔶به جای very beautiful بگو :
🔷Gorgeous "باشکوه"
🔶به جای very sad بگو :
🔷Heart broken "دل شکسته"
🔶 جای very happy بگو :
🔷Thrilled "هیجان زده"
🔶به جای very surprised بگو :
🔷Amazed "حیرت زده"
🔶به جای very bad بگو :
🔷Terrible "وحشتناک"
🔶به جای very small بگو :
🔷Tiny "کوچیک"
🟠روش های مختلف گفتن: من گشنمه
🔸I'm hungry من گشنمه
🔹I'm starving خیلی گشنمه
🔸I'm famished خیلی گشنمه
🔹I'm ravenous خیلی گشنمه
🔸I could eat a horse من خیلی گشنمه
🔹I'm peckish کمی گشنمه
💢چند اصطلاح رایج با کلمه blue و
🟠مثال
1⃣ Out of the blue
ناگهانی و غیرمنتظره
🔸The news came out of the blue.
(خبر کاملاً غیرمنتظره بود.)
2⃣ Feeling blue
غمگین و افسرده بودن
🔹She’s been feeling blue since she moved away.
(از وقتی که رفت، احساس غمگینی میکند.)
3⃣ Once in a blue moon
خیلی به ندرت، بهندرت
🔸We only meet once in a blue moon.
(ما خیلی به ندرت همدیگر را میبینیم.)
4⃣ Blue blood
اصالت اشرافی یا خانوادهی نجیب
🔹She comes from a family of blue blood.
(او از یک خانواده اشرافی است.)
5⃣ Blue collar
کارگر یا شغل یدی
🔸He has a blue-collar job in the factory.
(او در کارخانه یک شغل یدی دارد.)
@RPprivate
June 12, 2026 68 1