سال ۱۹۳۵ بود که اینشتین به همراه دو همکارش (پودولسکی و روزن) یک مقاله جنجالی منتشر کردند (معروف به EPR) و گفتند: «مکانیک کوانتومی احتمالاً تصویر کاملی از واقعیت به ما نمیدهد.» اینشتین اصلاً با پدیده درهمتنیدگی میانهای نداشت و به آن میگفت «عمل شبحوار در فاصله دور». حرف حسابش این بود که اگر دو ذره بعد از جدا شدن، همچنان رفتار هماهنگ و عجیبی با هم دارند، دلیلش این نیست که در لحظه روی هم اثر میگذارند؛ بلکه از همان اول کار، یکسری «اطلاعات و دستورالعملهای مخفی» همراه خودشان دارند که رفتارشان را مشخص میکند. به زبان ساده، او معتقد بود دنیا هم «واقعگرا»ست (ویژگیها از قبل معلوماند) و هم «موضعی» (هیچچیز سریعتر از نور حرکت نمیکند).
برای حدود سی سال، این حرفها بیشتر شبیه یک بحث فلسفی جذاب میان فیزیکدانها بود. تا اینکه در سال ۱۹۶۴، یک فیزیکدان نابغه به نام «جان استوارت بل» راهی پیدا کرد تا این دعوای نظری را مستقیم به آزمایشگاه ببرد. بل با یک قضیه ریاضی نشان داد: اگر حق با اینشتین باشد و ذرات واقعاً بر اساس آن متغیرها و دستورالعملهای مخفی کار کنند، میزان هماهنگی بین رفتار دو ذره درهمتنیده، هرگز نمیتواند از یک حد مشخص ریاضی عبور کند. این حد و مرز به «نامساوی بل» معروف شد.
اما طبیعت جواب دیگری برای ما داشت! آزمایشهای مکرر، بهخصوص آزمایشهای دقیقِ دهه ۲۰۱۰ که هیچ راه دررو و اصطلاحاً «حفره منطقی» (Loophole) در آنها وجود نداشت، نشان دادند که ذرات کوانتومی به راحتی نامساوی بل را نقض میکنند و میشکنند.
اما شکسته شدن این نامساوی اصلاً به این معنی نیست که ما میتوانیم سریعتر از نور پیام بفرستیم یا یک «تلگراف کیهانی» بسازیم. این نتیجه فقط به ما ثابت میکند که دنیای کوانتوم را نمیشود با عقل سلیم و تجربههای روزمرهی ما از واقعیتهای موضعی توضیح داد.
این کشف شگفتانگیز که در سال ۲۰۲۲ جایزه نوبل فیزیک را برای آلن آسپه (Alain Aspect)، جان کلاوزر (John Clauser) و آنتون زایلینگر (Anton Zeilinger) به همراه داشت، امروز دیگر فقط یک افتخار تاریخی نیست. قضیه بل حالا هسته اصلی امنیت در تکنولوژیهای آینده است. مثلاً در فناوریهای ارتباطی جدید (مثل توزیع کلید کوانتومی مستقل از دستگاه یا DI-QKD)، ما با کمک همین قضیه بل میتوانیم از نظر ریاضی و فیزیکی تضمین کنیم که شبکه ارتباطیمان صددرصد امن است؛ حتی اگر دستگاههای کوانتومیمان را از یک شرکت غیرقابلاعتماد خریده باشیم!
با تمام این حرفها، پیادهسازی این ایدههای جذاب در دنیای واقعی و در مقیاس صنعتی، هنوز یک چالش مهندسی بسیار بزرگ است. برای بستن تمام راههای نفوذ فیزیکی در شبکههای واقعی، به آشکارسازهای نوری فوقالعاده دقیقی نیاز داریم. از طرفی، اگر بخواهیم روزی یک «اینترنت کوانتومی» داشته باشیم و این درهمتنیدگی را در فاصلههای طولانی بین شهرها حفظ کنیم، باید دستگاههای پیشرفتهای به اسم «تکرارگر کوانتومی» (Quantum Repeater) بسازیم که دانشمندان هنوز در حال کار روی طراحی و معماری آنها هستند.
قضیه بل یکی از زیباترین نمونههایی است که نشان میدهد طبیعت در مقیاس کوانتومی، بسیار عجیبتر و عمیقتر از شهود روزمرهی ماست.
پیشنهاد ویدئویی: ویدیوی کانال یوتیوب Veritasium درباره قضیه بل (یکی از بهترین توضیحات تصویری و قابلفهم).
کتاب:Dance of the Photons نوشته زایلینگر (برنده نوبل) که داستان این آزمایشهای هیجانانگیز را مثل یک رمان علمی جذاب روایت میکند (فایل چند صفحه اول کتاب).
شما هم میتونید سوالات و دیدگاهها یا منابعی که در این رابطه میشناسید رو زیر این پست کامنت کنید.