عُمرم پاورچین پاٰورچین میرود. هنوز شیرینِ هیچ کوهکَنی نشدهام. توی تنهاییام میلولم و از رِتق و فتق امور و دلشورهی پول و درس و فردا را داشتن، خستهام. از منتظرِ کسی نبودن خستهام. از دلِ لندوک و سبُکم خستهام. کاش سر و کلهات پیداٰ شود تا خالی از خودم و پُر از نور شوم. تا دلواپس و دلتنگ و دلنگران تو باشم. کاش پیدا شوی. به خانهی تاریکم بیایی تا چاٰی و قرابیه بادامی بخوریم. بعد با لبهای گرمت شانهی برهنهام را ببوسی و بگویی:«دلم میخواٰهد توی دامن گلدارت بمیرم!»...
دلم براٰی دلم میسوزد!
#اسمع
August 27, 2026 230 6