🚀 مکانیسم دفاعی گسست (Dissociation) در روانکاوی 🚀 📜 تاريخچه : در روانکاوی سنتی کمتر بر #گسست به عنوان یک مکانیسم مستقل تأکید شده است؛ زیرا در آغاز #فروید بیشتر بر #سرکوب ( #Repression ) تأکید داشت و گسست را چندان مستقل نمی دید و مفهوم سرکوب را مهمتر دانست. و غالباً سرکوب را مکانیزمی میدانست که افکار، یادها یا احساسات دردناک را به ناخودآگاه میراند. اما نهایتا فروید در آثار اولیه اش، گسست را بهعنوان وضعیت خاص هیستری و در تجربیات هیپنوتیک مورد بررسی قرار داده است. همچنین گسست در آثار اولیه ی کسانی مثل ژانِت ( #PierreJanet ) مطرح شده است؛ او گسست را پدیده ای می داند که در آن تجربه ها یا خاطره ها از هم جدا می شوند و نمی توانند در جریان روانی ادغام شوند (عدم پیوند سمبلیک بین بخشهای تجربه روانی.) به عبارت دیگر نوعی جداسازی تجربهها و خاطرات از هم ( باغشینی : چیزی از جنس #Splitting یا دوپاره سازی) اما در نظریههای بعدی روانپویشی معاصر، به ویژه در روانکاوی رابطه ای (relational psychoanalysis) و روانشناسی رشد (developmental psychopathology)، و نظریهی تروما و دلبستگی، گسست بهعنوان مکانیسمی که در پاسخ به تروماهای شدید بین فردی فعال میشود به رسمیت شناخته شده است. در روانکاوان بعدی، افرادی مثل #اتوکرنبرگ ( #OttoKernberg ) در نظریه ی سازمان شخصیت borderline ، بیان کرده است که ساختار سازمان شخصیت بردرلاین شامل مکانیزم های دفاعی شدید تری است و گسست یکی از دفاع های اصلی این افراد است. در مقالات نوروسایکوآنالیتیک جدید، مانند «A New Neuropsychoanalytic Model for Psychopathology» که مقایسهای بین روان رنجوری ها ( #Neurosis ) بر پایه سرکوب و سایکوپاتولوژی های که ساختار گسستی دارند انجام می دهد، گفته شده که در ساختارهای آسیب شناسانه ی شدیدتر (مانند شخصیت مرزی borderline) گسست نقش کلیدی دارد و یک مکانیسم بنیادین است. از این جهت ما نوعا چند شخصیت متفاوت را در اختلال شخصیت مرزی می بینیم (باغشینی) همچنین روانکاوان رابطهای مانند #فیلیپ_برومبرگ ( #PhilipBromberg ) تاکید کرده اند که گسست، به ویژه در Self-states جدا شده، یکی از نیروهایی است که درون روان افراد همراه با تروما شکل میگیرد و در کار روانکاوی باید مورد توجه باشد. و معتقد بود درمانگر باید این بخشها را در درمان به رسمیت بشناسد. برخی از محققان معاصر (مانند Giesbrecht و همکاران، 2007) گسست را بیشتر یک سبک شناختی می دانند؛ اما شواهد نشان می دهد که در شرایط تروما، گسست دقیقا همانند یک مکانیزم دفاعی عمل می کند. 🚨 علائم گسست (از خفیف تا شدید) : - خیال پردازیهای طولانی یا غرق شدن در رویا پرداری (maladaptive daydreaming). - احساس جدا بودن از بدن (Depersonalization). - احساس غیرواقعی بودن محیط اطراف (Derealization). - شکافهای حافظه (از فراموشیهای کوتاه مدت تا فراموشی های گسترده). - تغییر صدا یا رفتار به گونهای که انگار بخش دیگری از شخصیت کنترل را در دست دارد ( کوصخول ها فکر میکنند #جن زده شده) - احساس خاموش شدن یا خالی شدن ذهن. در موارد شدید : وجود هویت های مجزا (DID) با حالتهای شخصیتی متفاوت. 💎 اهمیت در روانکاوی و درمان : روانکاوی کلاسیک بیشتر به سرکوب توجه داشت اما روانکاوی معاصر تأکید می کند که درمانگر باید به تجربه های گسستی توجه کند و بلکه ادغام بخش های جدا شده را در روان افراد با تجارب تروما محور مورد توجه قرار دهد. و هدف بازگرداندن انسجام روانی است. رویکردهایی مثل CBT، روانکاوی رابطه ای، درمانهای تروما-محور، EMDR، درمان دیالکتیکی (DBT) و ذهن آگاهی در کاهش علائم گسستی و بازگرداندن انسجام تجربهی فرد موثر هستند. درمان به ویژه در BPD یا اختلالات گسستی نیازمند کار بر روی حافظه، هویت، Self-states است. و فهم گسست به درمانگر کمک میکند که قسمتهای جدا شده روان را بشناسد، و در نهایت مراجع را به نوعی هماهنگی درونی بازگرداند. ✍ جمع بندی و نگارش : #محمدجوادباغشینی 🎥 کیس واقعی و عینی 👇 ❌ https://t.me/c/1890714280/1316 ✔️ 📚 رفرنس ها : Kihlstrom, J. F. (1997). "Repression, Dissociation, and Hypnosis." University of California, Berkeley. https://www.ocf.berkeley.edu/~jfkihlstrom/RepDisHyp.htm Şar, V., & Öztürk, E. (2007). "Dissociative disorders and borderline personality disorder." PubMed. https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/27681284/ Bromberg, P. M. (2011). The Shadow of the Tsunami: and the Growth of the Relational Mind. Routledge. 🎓 کالج بین المللی #روانپویشی (M.J.B.P.A) 𝚿 بزرگترین مجمع درمانگران #روانتحلیلی : 🔍 @PsychodynamicCollege 🎣 🏛 مرکز بین المللی مطالعات #روان_پویشی (I.C.P.S) 𝚿 مرجع رسمی آموزش فارسی #روان_تحلیلی : 🔎 @PsychodynamicCenter 🪁
4
1
1
1
1