جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، نیز در ۲۰ مه گذشته از آغاز اجرای طرح ملی سنجش سلامت روان خبر داد. او گفت تمرکز بر آسیبهای روانی پس از جنگ به یکی از اولویتهای اصلی نهادها و سازمانهای مختلف کشور تبدیل شده است. به گفته او، جنگ با وجود همه تلخیها و بیعدالتیهایش، فرصتهایی نیز ایجاد کرد که دستگاههای مختلف را به هماهنگی و همکاری گسترده واداشت.
حسینی به خبرگزاری ایسنا گفت: «پیمایشی در میان ۲۵۰۰ سالمند انجام شد و نتایج آن نشان داد مهمترین پیامدهای جنگ برای آنان تنش، اضطراب و ترس بوده و تأثیر این مشکلات تقریباً دو برابر تأثیر بحرانهای اقتصادی بوده است.»
او افزود: «هفتاد درصد سالمندان اعلام کردند اضطراب ناشی از جنگ بر آنان اثر گذاشته است. ۴۸ درصد از کاهش کیفیت خواب و ۷۸ درصد از کاهش احساس امنیت در محل سکونت خود خبر دادند. نتایج همچنین نشان داد سطح اضطراب در برخی گروههای دارای درآمد متوسط و پایین افزایش یافته است؛ درحالیکه احساس ناامنی در گروههای برخوردارتر بیشتر به چشم میخورد. زنان سالمندی که بهتنهایی زندگی میکنند، آسیبپذیرترین گروه بودند.»
حسینی ادامه داد: «دومین پیمایش ملی، گروههای تحت پوشش خدمات سازمان بهزیستی، از جمله افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار، کودکان تحت حمایت و افراد تحت درمان اعتیاد را بررسی کرد. نتایج نشان داد حدود ۷۰ درصد آنان افزایش سطح اضطراب را تجربه کردهاند و این میزان در میان زنان سرپرست خانوار بیشتر از سایر گروهها بوده است. همچنین حدود ۵۰ درصد از کاهش احساس امنیت خود خبر دادهاند. این نتایج تأیید میکند که مداخله زودهنگام در حوزه سلامت روان و مراقبت اجتماعی، ضرورتی است که پس از پایان جنگ نمیتوان آن را نادیده گرفت.»
از سوی دیگر، امیرحسین جلالی ندوشن، روانپزشک ایرانی، در گفتوگو با «العربی الجدید» تأکید کرد: «تداوم تهدیدها و ابهام درباره آینده ممکن است از نظر روانی حتی فرسایندهتر از خود جنگ باشد. جامعه در وضعیتی از انتظار به سر میبرد. وقتی مردم نمیدانند آیا حمله دیگری رخ خواهد داد، مذاکرات به نتیجه خواهد رسید یا وضعیت اقتصادی و معیشتی در ماههای آینده چگونه خواهد بود، در معرض آمادهباش طولانیمدت جسمی و روانی قرار میگیرند. این وضعیت در قالب اضطراب، اختلال خواب، تحریکپذیری، کاهش تمرکز و احساس ناامنی بروز میکند و با افزایش اختلافات خانوادگی همراه است. همچنین ممکن است برخی افراد را به مصرف بیشازحد داروهای آرامبخش سوق دهد. فشار این شرایط بر کسانی که سابقه افسردگی، اضطراب یا دیگر اختلالات روانی دارند، شدیدتر است.»
او تأکید کرد: «این مشکلات لزوماً به معنای ابتلا به بیماری روانی نیستند؛ زیرا بخش بزرگی از آنها واکنشی قابلفهم به ناامنی، کاهش قدرت خرید، تهدید شغلی، اختلال در خدمات و نگرانی درباره فرزندان است. عوامل اجتماعی و اقتصادی بهاندازه عوامل روانشناختی فردی اهمیت دارند. بااینحال، نمیتوان از وضعیت روانی جامعه ایران چنان سخن گفت که گویی با تودهای یکدست روبهرو هستیم؛ زیرا میزان تأثیرپذیری افراد بر اساس سن، جنسیت، محل سکونت، وضعیت اقتصادی، مواجهه مستقیم با حملات، از دست دادن نزدیکان و میزان حمایت خانوادگی و اجتماعی متفاوت است. کودکان، نوجوانان، سالمندان، خانوادههای داغدیده، کسانی که خانه یا شغل خود را از دست دادهاند و افراد مبتلا به اختلالات روانی، معمولاً بیش از دیگران در معرض آسیب روانی قرار دارند.»
این روانپزشک ایرانی همچنین به مطالعهای کیفی اشاره کرد که بر تجربه روانشناسان ارائهدهنده خدمات به آسیبدیدگان پس از جنگ ژوئن ۲۰۲۵ استوار بود. نتایج این مطالعه نشان داد که تخریب خانهها به معنای فروپاشی احساس امنیت روانی و اجتماعی است و تأمین نیازهای مادی و سرپناه بر مداخلات روانشناختی اولویت دارد.
او توضیح داد: «خط ملی مشاوره بحران در جریان جنگ سال ۲۰۲۶ فعال شد و دادههای اولیه نشان داد میانگین تماسهای روزانه با آن به حدود ۱۶۰۰ مورد رسیده است. این آمار از نیازی گسترده به حمایت روانی حکایت دارد، بیآنکه لزوماً به معنای افزایش میزان شیوع اختلالات روانی در جامعه باشد.»
جلالی ندوشن درباره تابآوری جامعه نیز گفت: «جنگهای مدرن فقط تجهیزات و زیرساختهای نظامی را هدف قرار نمیدهند، بلکه اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی، احساس امنیت و توانایی برنامهریزی برای آینده را نیز متأثر میکنند. تضعیف روحیه، ایجاد ابهام، بزرگنمایی اطلاعات متناقض، تشدید فشارهای اقتصادی و مختلکردن زندگی روزمره، همگی عواملی هستند که میتوانند ظرفیت مقاومت جامعه را کاهش دهند.»
او افزود: «بااینحال، باید میان پیامدهای روانی جنگ و وجود قصدی اثباتشده برای هدف قراردادن روان جامعه تفاوت گذاشت. بدون اطلاعات موثق درباره نیت طرفهای درگیر، نمیتوان هر پیامد اقتصادی، رسانهای یا روانی را بخشی از برنامهای عامدانه تلقی کرد؛ هرچند باید پذیرفت که تداوم جنگ، تهدیدها و بیثباتی، جامعه و تابآوری روانی آن را فرسوده میکند.»
او در پایان تأکید کرد: «حفاظت از تابآوری جامعه به معنای درخواست تحمل بیشتر از مردم نیست؛ بلکه مستلزم کاهش تهدیدها، پایاندادن به ابهام، باز نگهداشتن مسیرهای قابلاعتماد دیپلماسی برای تنشزدایی، پیشبینیپذیرتر کردن زندگی روزمره و اطمینان از این است که مردم احساس کنند کرامت، امنیت و نیازهای اساسیشان در مراکز تصمیمگیری جدی گرفته میشود.»
📎 پایان
متن کامل عربی گزارش در وبسایت العربیالجدید
#تجربههای_روانپزشکانه








