𖠿 ࣪˖ 𝑳𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚 𝑵𝒐𝒕𝒆 ─────────── ✦ هیولای فرانکنشتاین با اینکه ایدهی خوبی داشت، نتونست منو با خودش همراه کنه. بعضی از دیالوگها اغراقشده بودن، ریتم داستان کند بود و شخصیتها هم اونطور که باید به دلم ننشستن. هیولا بیشتر از اینکه ترسناک باشه، یه موجود تنها و طرد شده بود. اون خودش انتخاب نکرده بود وارد این دنیا بشه و هیچ نقشی توی سرنوشتی که براش رقم خورده بود نداشت. فقط دنبال محبت، توجه و دوستی بود؛ یکی که درکش کنه و همونطور که هست بپذیرتش، ولی چیزی که نصیبش شد فقط ترس و بدرفتاری بود. ویکتور فرانکنشتاین منفورترین شخصیت این داستان بود. مشکلش فقط این نبود که دست به خلق یه موجود زد؛ مشکل اصلی این بود که بعد از دیدن نتیجهی کارش، حاضر نشد مسئولیتش رو قبول کنه. موجودی رو ساخت که هیچچیزی از زندگی نمیدونست، اما به جای اینکه کنارش باشه یا راهنماییش کنه، ازش فرار کرد و تنهاش گذاشت. خیلی از اتفاقات بعدی هم نتیجهی همین بیمسئولیتی بود. در نهایت، با اینکه داستان و شخصیتها نتونستن کاملا منو جذب کنن، ایدهی اصلی کتاب هنوز هم قوی و قابل فکر کردنه. داستان بیشتر از اینکه دربارهی یک هیولا باشه، دربارهی تنهایی، طرد شدن و مسئولیت آدمها در قبال چیزیه که خودشون خلق میکنن.
𖠿 ࣪˖ 𝑳𝒊𝒃𝒓𝒂𝒓𝒚 𝑵𝒐𝒕𝒆 ─────────── ✦ هیولای فرانکنشتاین با… — شاهزادهی دورگه — TG.ME
August 1, 2026 348