شب آمد مه روی تو در آسمان
فروغی فکند اندر این بوستان
نشستم به بر شانه بر شانه ات
جهان گشت روشن ز افسانه ات
نه هجر است امشب نه اندوه و درد
که جانم ز دیدار تو تازه کرد
لبت خنده زد ماه شرمنده گشت
دلم با تو از هر غمی کنده گشت
« PH »
@Poets_hut 🛖

@Poets_hut 🛖
4