#Psychedelic_Trance #Electronic_Rock #Psytrance #Alternative_Rock #Electro_Rock
2007

Why can't I see what's in front of me?
چرا نمیتوانم آنچه پیش رویم قرار دارد را ببینم؟
Why can't I see what's in front of me?
چرا نمیتوانم آنچه پیش رویم قرار دارد را ببینم؟
🚪 🔒
I see the doors that I can't open
درهایی را میبینم که توان گشودنشان را ندارم
Adding locks from time to time
که گاهوبیگاه قفلهایی تازه بر آنها افزوده میشود
When it opens something blocks me
هنگامی هم که باز میشوند، مانعی سد راهم میگردد
And I'm asking myself why
و از خود میپرسم چرا
Did I take the step I wanted
آیا آن گامی را که میخواستم برداشتم
Was it just a state of mind?
یا تنها توهم و حالتی از ذهن بود؟
I feel sorry for myself
به حال خود دلسوزی میکنم
Every time I close my eyes
هر بار که چشمانم را بر هم میگذارم
🕳 ⛓️
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
🛑
(And I can take no more)
(و دیگر طاقت ندارم)
🌀
Why can't I see what's in front of me?
چرا نمیتوانم آنچه پیش رویم قرار دارد را ببینم؟
Why can't I see what's in front of me?
چرا نمیتوانم آنچه پیش رویم قرار دارد را ببینم؟
🗝 ✨
What's behind the door, I wonder
در شگفتم که پشت این در چه نهفته است
Must be brighter than my past
بیشک باید درخشانتر از گذشتهام باشد
Will I feel a little different
آیا حسی اندک متفاوت خواهم داشت
When I take myself across?
آنگاه که خویشتن را به آن سوی مرز برسانم؟
Was it really worth the journey?
آیا بهراستی این سفر ارزشش را داشت؟
Was it just a foolish task?
یا تنها تلاشی ابلهانه و پوچ بود؟
I feel sorry for myself
به حال خود دلسوزی میکنم
When I open up my eyes
آنگاه که چشمانم را میگشایم
🌑 ⚡️
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
⏳
(And I can take no more)
(و دیگر طاقت ندارم)
🌪
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
And I fall into a hole and I can take no more (And I can take no more)
و در مغاکی فرو میافتم و دیگر تاب تحمل ندارم (و دیگر طاقت ندارم)
درک بیشتر:
من در هزارتویی از درهای بسته، موانع درونی و کوری نسبت به حقیقتِ روبهرویم گرفتار شدهام. هر بار که گامی به سوی رهایی برمیدارم، تردیدها و خودفریبیهای ذهنی راه عبورم را سد میکنند. این تقلای نافرجام برای رسیدن به آیندهای روشنتر، مرا در چرخهای از پشیمانی و دلسوزی به حال خویش به بند کشیده است؛ سقوطی مدام به اعماق چاهی بیانتها از فرسودگی که در آن دیگر توانی برای تاب آوردن رنج باقی نمانده است.
