Tonstartssbandht – Sorcerer
#Psychedelic_Rock #Neo_Psychedelia #Noise_Rock #Lo_Fi #Experimental_Rock
2017
🌪
When it meets you it takes all your powers
وقتی با تو روبهرو میشود، تمام توان و نیرویت را میستاند
It completely shatters, nothing matters
همهچیز را یکسره در هم میشکند، دیگر هیچچیز اهمیتی ندارد
Leaves you weeping, sleeping, calling after
تو را گریان و در خوابرفته به جا میگذارد، در حالی که التماسکنان فریاد میزنی
“Oh please leave me to solve my sorrow”
«آه، لطفاً تنهایم بگذار تا چارهای برای اندوهم بیابم»
Then it leaves you, you’ll feel so much better
سپس ترکت میکند و تو احساس بهتری پیدا میکنی
But you’re different now, you’ve changed, you’re lesser
اما حالا دیگر دگرگون شدهای، تغییر کردهای و فروریختهتر شدهای
🕯
Oh Lord, I feel about half as bright
آه پروردگارا، حس میکنم نیمی از درخشش و روشناییام را باختهام
Ma, there’s no sorcerer can improve my mind
مادر، هیچ ساحری نیست که بتواند ذهن پریشانم را بهبود بخشد
💫
Oh move me! End loosely! It’s alright
آه مرا به پیش بران! بگذار رها و بیقید پایان یابد! ایرادی ندارد
🪄
Dear ma, I’m a sorcerer who don’t believe in magic anymore
مادر عزیز، من ساحریام که دیگر به جادو باوری ندارد
🌑
Do you remember when all the magic is gone in the world?
به یاد داری آن دم را که تمام جادوها از جهان رخت بربست؟
And you realize everyone you love is gonna die?
و درمییابی هر که را دوست داری سرانجام خواهد مرد؟
Oh so sad lord, does this build the night?
آه چه اندوهبار است پروردگارا، آیا تاریکی شب از همین ساخته میشود؟
⚡️
So what's left? What'd you leave with me? All my power
پس چه باقی مانده؟ چه برایم به جا گذاشتی؟ تمام قدرتم را
🚶♂️
Don’t be so sad lord it just takes some time
پروردگارا چندان غمگین مباش، این تنها اندکی زمان میبرد
Don’t be sad lord it won’t take my mind
اندوهگین مباش پروردگارا، ذهنم را تسخیر نخواهد کرد
And I’m lost now but I’ll be walking in the light
اکنون گمگشتهام اما سرانجام در روشنایی گام خواهم زد
I can’t need this and I’ll put up a fight, then I’m gone
نمیتوانم محتاج این باشم، دست به پیکار میزنم و سپس خواهم رفت
🫧
Feel the change, know it’s not you
دگرگونی را حس کن و بدان که این تو نیستی
Pack my bags and it glows
چمدانهایم را میبندم و درخشش آغاز میشود
And I’m changing so soon
و من به زودی متحول خواهم شد
Being moved up in a bubble soon
به زودی درون حبابی بالا خواهم رفت
Be me you
من باش، تو باش
When mirror were maybe, I liked people
روزی که آینهها شاید حقیقت بودند، آدمها را دوست داشتم
Grouped off, calling often, thought I’d missed you
جداافتاده از جمع، مدام تماس میگرفتم و گمان میکردم دلتنگت شدهام
I’ve been fearing wrongly, and I’m rammed run round
بیهوده در هراس بودهام، و سرگردان و کوبیدهشده به این سو و آن سو میدوم
If I can get down and rip a new hole and say i’m sorry too
اگر بتوانم فرود آیم، روزنهای تازه بشکافم و بگویم من نیز پشیمانم
🥀
Don’t be blue hon, you will see
غمگین نباش عزیزم، خودت خواهی دید
You won’t miss me, it just takes some time to be
دلتنگم نخواهی شد، تنها اندکی زمان میبرد تا آرام بگیری
I’ll try to forget ever really feeling whole
خواهم کوشید فراموش کنم که روزی حس یکپارچگی و کمال داشتم
All I have now is my self-control
تنها چیزی که اکنون برایم مانده، خویشتنداری است
🚬
Hoping bones set and three-piece to Goa
به امید جوش خوردن استخوانها و پوشیدن لباسی آراسته برای سفر به گوا
Fuck so long now that I’ve passion of a ghost
آنقدر گذشته که دیگر شوری چون شبحی سرگردان دارم
Just excuse me, just kiss this light and expose
تنها عذرم را بپذیر، این نور را ببوس و حقیقت را آشکار کن
There’s no magical force to make you be happy anymore
دیگر هیچ نیروی جادویی وجود ندارد که تو را شادمان سازد
Its so groovy that I can even describe
آنچنان سرمستکننده و غریب است که حتی در وصف نمیگنجد
Just take a big hit so they never wonder why
تنها پُکی عمیق بزن تا هرگز نپرسند چرا
I’m not happy with the life I’m running from
از این زندگیای که از آن میگریزم ناخشنودم
درک بیشتر:
من تمام جادوها و توهمات نجاتبخش گذشته را از دست دادهام و در برهوتی از سرخوردگی و فرسودگی ایستادهام. حقیقتِ عریان مرگ و فناپذیری، آخرین پرتوهای معصومیتم را بلعیده و مرا به شبحی خسته بدل ساخته است. دیگر هیچ ورد، معجزه یا مخدر زودگذری توان بازگرداندن آن کمال گمشده را ندارد. در میان این گسست روانی و تنهایی مفرط، تنها با چنگ زدن به خاکستر خویشتنداری، از زندگی تحمیلشدهای که پوچیاش آزارم میدهد میگریزم.