🄿ʜᴏᴛɪᴄ⚫️🅉ᴏɴᴇ: post #54545 — TG.ME

🎵
#Symphonic_Black_Metal #Black_Metal #Melodic_Black_Metal #Extreme_Metal #Scandinavian_Metal
2013

👁️
When we close our eyes and withdraw from the world around us, we awaken to perceive another beyond it
هنگامی که چشمانمان را می‌بندیم و از جهان پیرامون کناره می‌گیریم، بیدار می‌شویم تا جهانی دیگر را در ورای آن ادراک کنیم
If we explore this limitless realm with willed steps, we are granted the opportunity to come in contact with the denizens of the Otherworld, to experience initiation and to even converse with the Divine
اگر با گام‌هایی برخاسته از اراده در این اقلیم بی‌کران کاوش کنیم، فرصت دیدار با ساکنان جهان دیگر، تجربه‌ی تشرف و حتی هم‌کلامی با ساحت قدسی به ما پیشکش خواهد شد

🌉
Across the arcane bridge of soul-flight
از فراز پل رازآلودِ پرواز جان
I have arrived in your domain
به قلمرو و پیشگاه تو گام نهاده‌ام
Where the great fair three as one shine
جایی که آن سه وجود والای نیکو هم‌چون یگانه‌ای می‌درخشند
Yet the fourth still veiled remains
اما چهارمین همچنان در پرده‌ی حجاب نهان است

🌹 🩸
As through these glades I wander
آن‌گاه که در میان این بیشه‌زارها سرگردان پیش می‌روم
Strangest roses tear my skin
شگفت‌ترین گل‌های سرخ، پوستم را برمی‌درند
They deepen the spell I'm under
و این افسونی را که در بند آنم عمیق‌تر می‌سازند
With your venom of hallowed sin
با زهر گناهِ قدسی‌ات

🦉
Though I remember not, again I now know
هرچند به خاطر نمی‌آورم، اما اکنون دگربار درمی‌یابم
The language of owls that are guiding me back home
زبان جغدهایی را که مرا به سوی خانه راهنمایی می‌کنند

⚔️
Free my starving soul and chain my heart
جان گرسنه‌ام را آزاد کن و قلبم را به بند بکش
To this ardent hour of ecstasy
در این ساعت پرشور از وجد و خلسه
With the sword of your splendor pierce my eyes
با شمشیر شکوه و جلالت دیدگانم را بشکاف
Make your radiance the last thing I'll see
و پرتو درخشانت را واپسین چیزی قرار ده که خواهم دید

👑 🌙
The Gate of Eden is swung open
دروازه‌ی بهشت عدن به تمامی گشوده شده است
I am a witness to your reign
من شاهدی بر سلطنت و پادشاهی توام
My life I offer you as a token
جانم را به رسم پیشکش تقدیمت می‌کنم
For one drop from wisdom's vein
تنها در ازای قطره‌ای از شریان حکمت
To you I pray, make me versed in your ways
به درگاه تو التماس می‌کنم، مرا به آیین و راه‌هایت دانا ساز
Pale pilgrim with the bloodied crescent horns
ای زائر رنگ‌پریده با شاخ‌های هلالی خون‌آلود
Grant me strength and on my head now place
مرا قدرتی عطا فرما و اکنون بر سرم بنشان
The wreath of silver thorns
تاجی از خارهای سیمین را

🖤
It is not your wrath that may crush me
این خشم تو نیست که مرا در هم خواهد شکست
It is your love that must
بلکه عشق سوزان توست که باید چنین کند

🗣️
Pain and relief, sorrows and joys
درد و آسودگی، اندوه‌ها و شادمانی‌ها
They all shriek at me in your worldless voice
جملگی در نوای فرامادی و بی‌کلامت بر سرم فریاد می‌کشند

✝️
Rend apart my heart and nail my soul
قلبم را از هم بدر و جانم را به میخ بکش
To Night's searing cross of severity
بر صلیب سوزان و سخت‌گیرانه‌ی شب
With the spear of your judgement pierce my side
با نیزه‌ی داوری‌ات پهلویم را بشکاف
Make painful bliss the last thing I'll feel
و این خلسه و سرمستی دردناک را واپسین حسی قرار ده که خواهم چشید

درک بیشتر:
من از مرزهای جهان مادی گذر کرده‌ام تا در محراب شب و در حضور نیرویی قدسی و دهشتناک حل شوم. این گام نهادن در تاریکی، تلاشی برای فرار از رنج نیست؛ بلکه تسلیمی تمام‌عیار در برابر حکمتی فراتر از درک انسان است. من با آغوش باز به پیشواز دردی دگرگون‌کننده می‌روم؛ جایی که پرتو خیره‌کننده‌ی این حضور، چشمانم را می‌شکافد و منیت مرا بر صلیب سخت‌گیری شب قربانی می‌کند تا در خلسه‌ای ابدی و رهایی‌بخش، تولدی دوباره بیابم.

⚫️ 🄿ʜᴏᴛɪᴄ 🅉ᴏɴᴇ ⚫️
In Your Midnight Orchard
🔥1