#خاطره #طنز
من یه بار داشتم جاروبرقی میکشیدم، رفتم از بالای کمد نمیدونم چیو بردارم یه لحظه چهارپایه رو بد گذاشتم افتادم کتفم موند زیرم دراومد، از دردش بیهوش شدم، مامانم فکر کرده بود خوابم برده اومده بود جاروبرقی رو خاموش کرده بود روم پتو کشیده بود در اتاقو بسته و رفته بود
@Partweet | هرماینی گرنجر




