شاید آغازگر داستانی باشند که سرنوشت نسلها را دگرگون کند.
آیا آتش در انتظار هفت پادشاهی است؟
یا سرنوشت، در سکوت، پایان دیگری برای این سرزمین نوشته است؟
و قلعهی دراگوناستون در سکوتی سرد و سنگین فرو رفته بود.
دریا در زیر صخرههای سیاه میغرید،
باد در میان برجهای خاموش میپیچید
و گویی خودِ جزیره، نفسش را حبس کرده بود.
تا آنکه ناگهان...
شعلههای اژدها آسمان را شکافتند
و برای لحظهای، شب از نور آتش سرخ شد.
اما پرسش همچنان در تاریکی باقی ماند...
چه کسی در شعلهی اژدها میسوخت؟

