~Spoiler alerts‼️ تهیون زانو زد و دستش رو روی دست یونجون گذاشت. «میترسی؟» یونجون لبخند کوتاهی زد. «از چی؟» تهیون هیچی نگفت. فقط دستای سرد یونجون رو بین دستاش فشرد. از چی؟ این سفر؟ از آینده؟ از اینکه شاید هیچ مثل قبل نشن؟ نمیدونست. یونجون فقط اینو میدونست که میخواد این مسیر رو با تهیون بره. حتی اگه مقصدش سقوط باشه. ~فردا منتظر این فول پارت خوشگل باشین✨
September 2, 2026 354 50 12