هرگز برای دوست داشته شدن، خودت را فراموش نکن. زیرا تمام تو را، عادتهایت تشکیل میهد.
اگر تند راه میروی، اگر بلند قدم برمیداری، اگر رنگی را دوست داری و یا حتی اگر نوعی از وقت گذراندن موردعلاقهی توست، که دیگران نامش را تنبلی و کاهلی مینامند.
بگذار در این دنیا که چشم همگان، به اندک مغز و بسیار ظاهر است؛ تو تنها و تنها خودت باشی با تمام نقصهایت، دلتنگیهایت، گرههایت و حتی اشکهایت.
در میان دشتی از گلهای زینتی ، تو آن گندمی باش که با تلألو آفتاب میدرخشد و سادگیاش را در آغوش میکشد.
زندگی همان لحظههاییست که با خود میاندیشی چگونه میتوانم فرد بهتر، زیباتر ، سالمتر و حتی باهوشتری باشم؟
اما فراموش نکن پاسخهایت باید به گونهای باشند که برای تو، زندگی و سبک شخصیتِ تو قانع کننده، لذت بخش و امن باشند، نه برای هیچکس دیگری.
خودت را پس نزن جوانهی کوچک؛
روزی بزرگ خواهی شد و به درختی تنومند تبدیل میشوی پس بگذار ثمرههایت آن چیزهایی باشند که از ته قلب رئوفت خواستارشان هستی، نه چیزی که آدمهایی که در سایهات خوابیدهاند از تو میخواهند!
اُکتـبر در سیاتـِل