بابک بیات وقتی این قطعه رو نواخت به چی فکر میکرد؟ چه فکری میتونه انگشتان دست رو به رقص دربیاره برای نوشتن این نتها؟ نمیدونم و کسی جز خودش نمیدونه. اما اونی که میشنوه کجا میره؟ همهجا. خوبی بیکلام همینه. کلامی نداره که تو رو جایی ببره. فقط صدای نتهاست. فقط کافیه چشمها رو ببندی و همراه بشی، هر جا که دلت خواست. صدایی مدام توی سر من داره تکرار میشه: "همیشه رفتن و رفتن، از آمدن چه خبر؟" من؟ به تو فکر کردم. بیدار شدم، به تو فکر کردم. غرق در روزمرگی بودم و باز هم به تو فکر کردم. در سیاهی شب فرو رفتم، به تو فکر کردم. به حرفهایی که زده شد و حرفهایی که زده نشد، به تو فکر کردم. به خواب رفتم، اما باز هم به تو فکر کردم. 🐋 @O2mag | مجله هنری اُ-دو
6August 24, 2026 233 9