Physics & Astronomy: post #413 — TG.ME

بیایید به داخل یک تونل وحشت برویم تا کمی هیجان انگیزتر از الان، پس از طی کردنش به روزمره مان بازگردیم!

میخواهم روایتی شگفت انگیز را در طی پیمودن این تونل برایتان نقل کنم.
تقریبا ۱۰۰ سال است هیچ گفتگویی رخ نداده! سکوتی سهمگین بعد از یک دوره ی پر سر و صدای همه گیر و مفید که دو یادگاری از خود به جای گذاشتند: نسبیت و کوانتوم!
از آخرین گفتگوی اساسی بین اساتید فیزیک، نزدیک به ۱۰۰ سال میگذرد و چنان سکوتی پس از آخرین گفتگو بر جهان فیزیک حاکم شده که گویی به عجیب ترین نقطه ی تاریخ علم رسیده ایم! به نقطه ای که جز حیرت و سردرگمی، گویا هیچ چیز دیگری برایمان نداشته!

یک پیشفرض خنده دار را که بالغ بر بیش از ۹۵ درصد از مردم جهان حتی به آن کوچکترین شکی هم ندارند را باهم کنار خواهیم گذاشت تا اجازه ی ورود به تونل را برایمان صادر کنند: فکر نکنید عمیقا در طبیعت وجودتان را میتوانید بفهمید و فکر نکنید اصلا با مطالعه فیزیک یا فلسفه، قرار است پاسخی درخور بیابید که اصلا بنا باشد که آن را بفهمید!
همینقدر عجیب!
موضوع چیست؟!
اشخاصی در طول تاریخ بشریت قدرت گرفته اند که در مغز همه ی آن ۹۵ درصد جمعیت جهان که به نفهمیدنشان شک ندارند، افراد فهیمی بوده اند!
این اشخاص در روسیه دست به جنایاتی زده اند که حتی آن زمان نمیفهمیدند که به معنای دقیق کلمه، دارند چه میکنند؟
این اشخاص، افرادی را به قتل رساندند که میتوانستند تحول گرا باشند.
فردی حیرت انگیز بنام ماتوی برونشتین که عمیقا به تصوراتمان از گرانش، نسبیت و کوانتوم شک داشت و معتقد بود یک تغییر دید اساسی به همه معادلاتمان باید داشته باشیم. او قربانی دست یک شخص فهیم البته از نگاه ۹۵ درصد مردمش، در زمان خودش، بود.
مانند اکثر قصه ها که همه چیز به آرامی پیش میرود تا ناگهان یک مرگ شکوهمند را شاهد میشویم، انتهای این تونل هم با یک قتل روبرو خواهیم شد!

ماتوی یک دوست صمیمی بنام لف لاندائو داشت که تصور میکرد با وجود نوسانات کوانتومی، نمیشود مولفه های میدان الکترومغناطیسی را در یک نقطه بسیار ریز و کوچک در فضا بصورت دقیق اندازه گیری کرد.

بور بزودی با او مخالفت کرد و طی دلایلی که بهشان استدلال کرد، نشان داد که لاندائو در این رابطه تصور درستی ندارد و درواقع تناقضی بین کوانتوم و بررسی میدان الکترومغناطیسی در فضای کوچک وجود ندارد. البته تاکید کنم که مسئله خیلی مفصل تر از این حرف هاست اما فعلا از موضوع میگذریم تا به اصل مطلب بپردازیم.

خیلی زود ماتوی به تصور نادقیق و کلی لاندائو پس از بور شک کرد، چرا که در وهله اول به استدلال های بور شک کرده بود!
جهت رفع سوبرداشت های احتمالی، بهتر است تاکید کنم که ماتوی با بور درباره عدم تناقض بین نوسانات کوانتومی و بررسی میدان در یک نقطه ریز از فضا مخالفتی نداشت، بلکه این مخالفت از جنس شک، فقط زمانی بوجود می آمد که بجای بررسی یک مولفه از میدان الکترومغناطیس در نقطه کوچکی از فضا، به بررسی گرانش در یک نقطه بسیار کوچک از فضا میپردازیم!
اما اصلا قضیه چیست؟
اینهایی که گفتم چه معنا و مفهومی دارند؟
بهتر است اول بگویم موضوع دقیقا از چه قرار است و چه چیز بین دو نیروی جاذبه یعنی گرانش و الکترومغناطیس متفاوت است که در جریان میدان الکترومغناطیس حق با بور است اما درباره گرانش حق با بور نیست! بلکه حق با لاندائو است!

با یک مثال فرضی در پست بعد توضیح خواهم داد.

🪐کانال تخصصی فیزیک و نجوم🔭

🎲@Nuclear_ph_ysics 🫶
👍10❤5👏2
July 27, 2024 3.7K 17